تبليغاتX
درپس هر علمی اندیشه ای نهفته است
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
درپس هر علمی اندیشه ای نهفته است 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو



مدیریت

موضوعات
اندیشه سازان نوین ونو جوانان افغانستان
همه ما مثل گلیم
گفته های یک بزرگ مرد تاریخ
پیامد های مهاجرت
هنر مندان افغان
این حرف من نیست حرف تمام مهاجرین است
بیرقهای افغانستان
جوانان در قلم رنگ شفا است
افغانستان قلب آسیا
زمستان در افغانستان
نوروز در افغانستان
اطلاعیه
کد موزیک داود با لینک دانلود
تبریکیه
کد قالب روح الله نیکپا قهرمان تکواندو کشور
کدقالب داود سر خوش
افغانستان در المپیک پکن
افغانستان بذر های امید
جغرافیای طبیعی افغانستان
مهاجرافغانی از دیدگاه یک جورنالیست
بامیان شهر تاریخی افغانستان
معادن افغانستان
مشاهیر افغانستان
تاريخ سياسي افغانستان
تاریخچه نام افغانستان
غذاهای مشهور افغانی
تبلیغات
نامه ای یک کودک
هیات بلند پایه افغانستان در تهران
افغانی تلی کام شکبه جدید مخابراتی
آموزش ICT به کارمندان مخابرات افغانستان در ایران
کتاب همراه موبایل
ما هم با شما هم دردیم مردم غزه

لینک ها
جغرافیای کامل افغانستان
شبكه ارتباطي هزاره ها
پتانسيل نفت و گاز در افغانستان
انجمن جوانان سمنان
صبح بخير افغانستان/ماشام پخير افغانستان
شبكه طلوع
تاريخ افغانستان
سايت زبان انگليسي افغان اِ اس ال راه اندازي شد
afghanmeeting .com
the hazaras yelow revolution
محمد صادق احمدي
عطر زندگي
پايگاه فرهنگي واطلاع رساني افق نوين
فارسی موبایل
میهن دانلود

 

لینکدونی


ما هم با شما هم دردیم مردم غزه

ما هم با شما هم دردیم مردم غزه

ياحسين مولا نوگلي زهرا              گشته برماها تاريك اين دنيا

بمب آتش بار قتل طفلان كرد          خانه هايشان جمله ويرانكرد

از غم فرزند اشك ميبارد               هم عزاداران گريه هادارد

آن زمرد گون دشت زيباهش           لؤلو مرجان درصحردارد

ازگل سرخ جسم جان بازان            گلشن درهر رهگذردارد

كي شود آنروز عالم نوروز            مظلمين گردد جملگي پيروز

 

 

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ دوشنبه شانزدهم دی 1387 ::

کتاب همراه موبایل

 

بمناسبت ايام محرم الحرام ضمن عرض تسليت خدمت تمام شيعيان جهان بخصوص شما مهاجرين افغاني

وتمامي شما همراهان هميشه گي اين وبلاگ

در ضمن باتلاش فراوان چندين نرم افزار كتاب براي موبايل را آماده كردم تا در فرهنگ كتابخواني

كمكي كرده باشم همانطور كه ميدانيد امروز اكثر مردم دنيا از تلفن همراه استفادهاي فراواني ميكند

و اكثرما مهاجرين نيز داراي تلفن همراه هستيم من چندتا نرم افزار كتاب براي موبايل ساختم كه تا جاي

اندك اطلاعات از كشورمان را با شما به اشتراك گذاشته باشم و اين نرم افزار جاوا است در گوشيهاي كه

جاوارا ساپورت ميكند قابل نسب است و اكثر گوشيها جاوارا ساپورت ميكند. نرم افزار هاي كه ساختم بشرح ذيل است

1 جغرافياي طبيعي افغانستان

2 قانون اساسي افغانستان

3 قانون رسانه هاي همگاني

4 معادن افغانستان

5 تاريخ سياسي افغانستان

6 مشاهير افغانستان

7 فرزندان كوهساران كه در باره هزاره هاي افغانستان است در حال ساخت است {به زودي}

دوستان هركه اين نرم افزارهارا ميخواهد اول در اين وبلاگ عضو شود بعد در همين پست در

آرشيوي نظرات درخواست كند و همچنين اسم هريكي از اين نرم افزاري را كه ميخواهد بنويسد

من در اولين مجال به ايميليتان ارسال ميكنم

كتاب الكترونيك براي موبايل

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ سه شنبه دهم دی 1387 ::

آموزش ICT به کارمندان مخابرات افغانستان در ایران

آموزش ICT به کارمندان مخابرات افغانستان در ایران

رييس دانشكده علمي كاربردي پست و مخابرات ایران از برگزاري دومين دوره آموزشي كلاس‌هاي آموزشي براي مدرسان ICT افغانستان توسط استادان ايراني و زير نظر ITU خبر داد.
به گزارش ايسنا، به گفته دكتر حسني صدر دومين دوره آموزشي براي مدرسان ICT افغانستان از روز شنبه هفته جاري در محل دانشكده پست و مخابرات آغاز شده است.
او اظهار كرد: اين دومين دوره برگزاري اين كلاس‌هاست كه 10 هفته به طول خواهد انجاميد. در طول برگزاري اين كلاس‌ها هر هفته يكي از مباحث مهم وكاربردي در حوزه مخابرات و IT آموزش داده خواهد شد.
رئيس دانشكده علمي كاربردي پست و مخابرات ایران ياد آور شد: اين دوره آموزشي در راستاي همكاري وزارت ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات با اتحاديه جهاني مخابرات برگزار مي‌شود.
به گفته حسني صدر كه با گروه علمي تحليلي طيف سخن مي‌گفت، اميد مي‌رود با برگزاري اين دوره‌هاي آموزشي در سطح قابل قبول، ايران از طرف ITU به عنوان قطب دائمي ارايه آموزش‌هاي مديريت طيف در منطقه انتخاب شود.
بر اساس اين گزارش در پي تلاش‌هاي مقامات ايراني و عقد تفاهم‌نامه بين وزارت ICT با اتحاديه‌ جهاني مخابرات، از ابتداي سال 2007 و به مدت سه سال، ايران به عنوان يكي از مراكز پنج‌گانه آموزش منطقه‌يي آسيا ـ اقيانوسيه انتخاب شده و دوره‌هاي آموزشي را در زمينه مديريت طيف براي مديران و كارشناسان كشورهاي منطقه برگزار مي‌كند.

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ جمعه ششم دی 1387 ::

افغانی تلی کام شکبه جدید مخابراتی

افغانی تلی کام شکبه جدید مخابراتی

انجینر امیرزی سنگین وزیرمخابرات و تکنالوژی معلوماتی روز یکشنبه ضمن افتتاح دستگاه موبایل افغان تلی کام گفت: بعد از این در مراکز تمام ولایت ها مردم قادر خواهند شد تا از تلیفون های های موبایل افغان تیلی کام استفاده نمایند.
وی افزود در نظر است تا در آینده خدمات این شبکه در سراسر افغانستان وسعت یابد.
آقای سنگین افزود، این پروژه 6 میلیون دالرامریکایی هزینه برداشته است و قیمت مخابره میان شبکه افغان تیلی کام فی دقیقه 2 افغانی و با سایر شبکه های مخابراتی داخل کشور فی دقیقه 4 افغانی خواهد بود.
گفته می شود در حال حاضر نزدیک به 8 میلیون تیلفون موبایل و دیجیتل در سرتاسر کشور توزیع گردیده و سرمایه گذاری خارجی در بخش مخابرات به 1200 میلیون دالر ارتقاء یافته است.
دوم جدی 1387

منبع :شبکه اطلاع رسانی افغانستان

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ دوشنبه دوم دی 1387 ::

هیات بلند پایه افغانستان در تهران

هیات بلند پایه افغانستان در تهران

هیات بلند پایه افغانستان در تهران

محترم محمد کریم خلیلی معاون دوم رییس جمهوری کشور روز اول ماه جدی یکشنبه به تهران سفر کرد.
این سفر به دعوت علی سعید لو، معاون رئیس جمهوری ایران صورت گرفته است.
این هیات قرار است در مورد مشکلات مهاجران افغان در کل و مشکلات دانشجویان افغان در ایران به خصوص با مقامهای جمهوری اسلامی گفتگو کند.
محترم محمد كريم خليلي، معاون دوم رييس جمهور کشور بعد از ظهر روز یکشنبه با داکتر علي لاريجاني، رييس مجلس شوراي اسلامي ایران در تهران ديدار و گفتگو كرد.
به گزارش ايسنا، در اين ديدار لاريجاني به روابط دوستانه ميان جمهوري اسلامي ايران و افغانستان اشاره كرد و اظهار داشت: روابط جمهوري اسلامي ايران و افغانستان بر اساس اشتراكات ديني، تاريخي، فرهنگي،‌ زباني و موقعيت جغرافيايي شكل گرفته و نگاه ما به افغانستان همواره به عنوان كشوري كه مي‌تواند در ايجاد ثبات و امنيت در منطقه تاثيرگذار باشد، بوده است.
وی اضافه کرد: جمهوري اسلامي ايران نگاهي فراقومي و فراجناحي به افغانستان داشته و در اين راستا همواره بر وحدت همه اقوام و مذاهب در اين كشور تاكيد داشته است.
رييس مجلس شوراي اسلامي ایران در ادامه ضمن ابراز نگراني از ادامه ناامني در افغانستان به حضور نيروهاي خارجي در افغانستان اشاره كرد و گفت: حضور نيروهاي خارجي در افغانستان پس از هفت سال نه تنها منجر به ايجاد امنيت و ثبات نشده، بلكه وخامت اوضاع امنيتي و رشد افراط‌گرايي را به دنبال داشته است.
وي همچنين افزايش توليد و ترانزيت موادمخدر را از ديگر دستاوردهاي حضور نيروهاي خارجي در افغانستان دانست و افزود: امروز در حالي شاهد گسترش توليد و ترانزيت موادمخدر در افغانستان هستيم كه مبارزه با توليد و قاچاق موادمخدر يكي از بهانه‌هاي اصلي حضور بيگانگان بوده است.
رييس مجلس شوراي اسلامي ایران در پايان ضمن تاكيد بر حمايت جمهوري اسلامي ايران از وحدت و همگرايي تمامي نيروهاي افغاني براي ايجاد ثبات و امنيت در اين كشور، آمادگي كشورمان را براي گسترش همكاري‌ها به ويژه همكاري‌هاي اقتصادي و فرهنگي با افغانستان، اعلام كرد.
در ادامه اين ديدار معاون رييس جمهور افغانستان نيز از جمهوري اسلامي ايران به عنوان دوست دوران سختي‌ها ياد كرد و گفت: جمهوري اسلامي ايران نزديك‌ترين دوست افغانستان است كه همواره در روزهاي سخت و سياه كنار مردم افغانستان بوده است.
خلیلی همچنين خواستار حضور بيشتر اقتصادي تهران در افغانستان گرديد و اظهار داشت: ما خواستار حضور و سرمايه ‌گذاري بيشتر بخش خصوصي و بخش دولتي ايران در افغانستان هستيم.
خليلي در پايان، بار ديگر از حمايت جمهوري اسلامي ايران از آرامش و ثبات در افغانستان و ميهمان نوازي صميمانه مردم ايران از افغانيان مقيم ايران تقدير و تشكر كرد.
در همین حال مذاکرات ميان معاون رييس جمهور افغانستان و معاون اجرايي رييس جمهوری ایران آغاز گردید.
اول جدی 1387

منبع :شبکه اطلاع رسانی افغانستان

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ دوشنبه دوم دی 1387 ::

نامه ای یک کودک

نامه‌ي سرگشاده‌ي کودکان مهاجر افغاني به وزير آموزش و پرورش


جناب آقاي وزير

سلام
اميدوارم حال شما خوب باشد و مانند ما کودکان افغاني غمگين و ناراحت نباشيد. شايد هم اصلا براي شما مهم نيست که چرا غمگين هستيم. شما قانوني گذاشته‌ايد که بچه‌هاي افغاني در مدرسه‌هاي ايراني و حتي در مدرسه‌هاي خودگردان افغاني درس نخوانند. چرا نمي‌توانيم درس بخوانيم؟ ما کودک هستيم و همه کودکان دنيا حق دارند تحصيل کنند و درس بخوانند تا به جايي برسند. ما هم دوست داريم درس بخوانيم.
آقاي وزير
آيا شما دوست داريد که ما بي سواد بمانيم؟ آيا دوست داريد بچه‌هاي شما درس نخوانند واز صبح تا شب در خانه يا خيابان سرگردان باشند؟ چرا بايد با ترس و لرز رفت وآمد کنيم؟ اگر بچه‌هاي شما مثل ما آواره و بي‌پناه بودند چه مي‌کرديد؟ آقاي وزير مگر شما درس نخوانديد؛ نمي‌بينيد که درس چقدر خوب است؟ گناه ما کودکان چه هست که کشورمان آباد نيست و امن نيست. گناه ما چه است اگر بزرگترهايمان از کشور خود به کشور شما آمده‌اند؟ آنها زير گلوله وقحطي بودند.
آقاي وزير
شما نمي‌گذاريد که ما در مدرسه ثبت نام کنيم تا خانواده‌هاي ما مجبور شوند از ايران بروند. به کجا بروند؟ آنجا نه خانه‌اي هست، نه امنيت هست نه کار است، نه مدرسه‌اي هست.اگر مدرسه‌اي هم باشد دانش‌آموزان با ترس و لرز در کلاس حاضر مي‌شوند. چون بمب مي‌اندازند و موشک به آنجا مي‌زنند.
ما کودک هستيم حساب ما از بزرگتر‌ها جدا است حق داريم درس بخوانيم و جاي مناسبي براي زندگي و غذاي مناسب داشته باشيم.
آقاي وزير
در پايان اين نامه  از شما درخواست مي‌کنيم کاري کنيد تا ما کودکان افغاني‌هاي مهاجر در مدرسه‌هاي ايراني ثبت‌نام کنيم. ما از شما مي‌خواهيم کاري کنيد که تا وقتي از اينجا نرفته‌ايم بتوانيم به مدرسه برويم و در کنار دانش‌آموزان ديگر درس بخوانيم.

منبع: جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ شنبه چهارم آبان 1387 ::

تبلیغات

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ::

غذاهای مشهور افغانی

غذاهاي مشهور افغانستان

 


بولانی
بولانی يکی از غذا های مشهور و مزه دار افغانی می باشد که خمير ذغاله شده را گندنه و يا کچالو پر نموده به شکل نيم دايره بالای تابه انداخته در روغن سرخ می کنند. بولانی را در تندور .نيز پخته می کنند که بنام بولانی تندوری ياد می شود

منتو
يکی از خوراکه های لذيز افغانی می باشد که در بخار آب پخته می شود. خمير منتو را به شکل دايره های کوچک قطع نموده از گوشت سرخی، دنبه، پياز، سير، گشنيز و مرچ سياه پر نموده در ظرف مخصوص می چينند

قابلی پلو
قابلی پلو افغانی بسيار مشهور می باشد و تقريباً اکثر کشور های جهان و کشور های همسايه به نام آن آشنا هستند که از برنج باريک، گوشت يخنی گوسفند، زردک، کشمش، خسته و پسته تهيه می .گردد

شولهء غوربندی
در ولسوالی غوربند شولهء پخته می کنند که به نام شولهء غوربندی ياد می شود. اين شوله را از برنج، ماش و قورمهء دال نخود دار گوشت گوسفند تهيه ميکنند

کچری قروت
چيستان: از در آمد حيدری قباء سفيد لنگی زری
جواب چيستان فوق کچری قروت يکی از غذاهای مشهور و مزه دار افغانی می باشد که اکثراً در زمستان پخته می شود. روز اول زمستان مردم صندلی و يا بخاری می گذارند، کچری قروت پخته می نمايند. کچری قروت از برنج لک، قروت و کوفته تهيه می شود

سمنک
سمنک را در ميله های بهاری پخته می کنند و يکی از غذا های هوسانهء مردم افغانستان می باشد که گندم را در ظرفی انداخته در روز های بارانی در زير باران می گذارند. وقتی سمنک سبز شد آنرا کوبيده و جوش ميدهند. در ديگ آن هفت بار آب مياندازند و با تبخير شدن آن، چارمغز های زنده را با قدری خسته و پسته علاوه کرده بعد از آماده شدن بالای آن خشخاش را انداخته نوش جان می کنند

برانی بادنجان
بادنجان سياه را ورق، ورق بريده در روغن سرخ می کنند، بعداً با لعاب تهيه شده يکجا دم داده با قروت و نعنای خشک آن را تزئين می کنند. برانی بادنجان يکی از غذا های بسيار لذيذ و مزه دار افغانی می باشد که همه فاميل ها آنرا خوش دارند

شوربای کله
شوربای کله يکی از غذا های مخصوص زمستان مردم با ذوق افغانستان می باشد که کله گوسفند را پاک کرده خوب می شويند، بعداً در ديگ انداخته جوش ميدهند تا کف آن گرفته شود. پس گندم نخود، پياز، زردچوبه با قدری دنبه را به آن علاوه می کنند، وقی پخته شد در کاسه ها کشيده و در آن نان را ميده کرده تناول می کنند

شوربای ديگ سنگی
شوربای سنگی يکی از غذا های محلی افغانستان بوده که در ديگ سنگی پخته می شود. اين شوربا دارای لذت خاصی می باشد که همراه گوشت گوسفند، دنبه، دالنخود، مرچ و سير را علاوه داشته مقداری آلوبخارا را به آب آن می اندازند. سپس قدری آتش در گوشهء تندور انداخته ديگ را در پهلوی آن قرار ميدهند. بعد از آماده شدن نان را در کاسه ها ميده کرده و صرف ميدارند

دلمهء برگ تاک انگور
اين غذای مزه دار را طوری آماده می کنند که برگ های تازهء تاک انگور را ميده در بين آن کوفته قبلاً تهيه شده را گذاشته و با تار می بندند و در بين لعاب بادنجان رومی، سير و پياز می گذارند تا پخته شود

آشک
خمير را سخت آماده نموده و به شکل دايره های کوچک قطعه می کنند، سپس در بين آن گندنهء ميده شده را پر نموده جوش ميدهند. بعد از صاف نمودن، قروت، نعنا و قورمهء دالنخود را بالای آن علاوه نموده نوش جان می کنند

کباب تندوری
مردم افغانستان مردمان مهمان نواز و بسيار خراج هستند. در مناطق مرکزی افغانستان وقتی مهمان زياد تر از پنج نفر ميداشته باشند، يک راءس گوسفند کلان را ذبح کرده و خوب پاک می شويند، بعداً مقداری سير و نمک را آماده ساخته تمام گوسفند را خوب سير و نمک می زنند. بعداً آتش کافی در تنور می افروزند و يک کاسه مسی را در روی آتش گذاشته گوسفند را مکمل توسط سيخ تندور در تندور پائين می کنند، طوريکه دنبهء گوسفند آهسته، آهسته در بين همان کاسه آب شده و بعد از دو الی چهار ساعت گوسفند پخته می شود. البته پخته شدن آن مربوط به چاقی و کلانی گوسفند می باشد

چپلی کباب
چپلی کباب يکی از غذا های بسيار مشهور و لذيذ افغانی می باشد که از گوشت سرخی، پياز، دنبه، سير، مرچ و نمک تهيه شده و در روغن سرخ می گردد

کباب شينواری
يک راءس گوسفند يا برهء کلان را توته، توته کرده در سيخ می کشند و سير زياد می زنند، بعداً آنرا در منقل که اتش ذغال دارد پخته می کنند

کباب جگر
سياهی جگررا که داغ و خال نداشته باشد توته، توته کرده سير و نمک زده در سيخ می کشند و بالای آتش آن را پخته نموده نوش جان می کنند

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 ::

تاریخچه نام افغانستان

سلام دوستان به وبلاگ اين حقير خوش آمديد .... سعي دارم اندك اطلاعات در مورد افغانستان براي آشنا ساختن جوانان و نوجوانان مهاجر به اشتراك بگذارم . . . قصت هيچ توهين به هيچ يك از افراد افغاني يا غير افغاني را ندارم صرفن قصتم آگاهي شما مهاجرين است . . . اگر خطا يا اشتباهي از من ديدين در اولين فرصت به من اطلاع داده تا من اصلاح كنم . . . نظر سازنده شما مارا یاری میکند پس منتظر نظرات سبز شما هستم

تاریخچه نام افغانستان

 

در کتاب افغانستان در مسیر تاریخ اثر میر غلام محمد غبار از کلمهٔ «آریانا» به عنوان نام تاریخی افغانستان نام برده شده‌است.اما از آنجا که در آن زمان افغانستان دارای هویت یک کشور نبوده این نام را نمیتوان بعنوان نام قدیمی افغانستان قلمداد کرد و حتی میتوان آریانا را همان کلمهٔ ایران دانست.

دکتر ذبیح الله صفا باور دارد: (ائیرین همان نامی است که در زبان پهلوی به «اِران» (ایران با یاء مجهول) مبدل گشت و در دورة اسلامی ایران (با یاء معلوم) خوانده شد... که می‌توان آن را سرزمین اصلی آریا نامید.رک به : حماسه سرایی در ایران ، ص ۴۴

شادروان احمد علی کهزاد را نیز باور براین بود که : (همین نام ایریانا و آریانا بود که بعدها در پارس «پارسه» با تغیری اندک «ایران» قبول شد.)رک به : رسالة آریانا

استرابون (Strobo – ۴۰ ق م – ۴۰ م) ، جغرافیدان معروف عهد قدیم یونان ، که اندکی بعد از سقوط دولت یونانی باختر می‌زیست ، از محدودهٔ جغرافیایی افغانستان امروزی با نام آریانا یاد کرده ، باختر و بلخ و سند را هم جزئی از آریانا بشمار آورده‌است. رک به: تاریخ افغانستان / مهدیزاده کابلی

کلمه دیگری که به عنوان نام قدیم افغانستان استفاده میشود «خراسان» است که نام بخشی از «ایران تاریخی» است. خراسان بزرگ به بخش شرقی ایران تاریخی گفته می‌شده. ۱

احمد شاه درانی از شاهان پشتون افغانستان، در سال ۱۷۴۷ میلادی، رسما به عنوان شاه خراسان تاجگذاری نمود

واژهٔ افغانستان نخستین بار در زمان شاه شجاع و پس از نیمهٔ قرن ۱۹ توسط انگلیسها در برخی معاهده‌ها استفاده شد.

 افغان اگرچه در لغت به معنای ناله و فغان است اما در حقیقت مستعرب واژهٔ اوغان است که به اقوام پشتون گفته می‌شود اما قانون اساسی افغانستان هر تبعهٔ کشور افغانستان را صرفنظر از قومی که بدان تعلق دارد «افغان» اطلاق میکند.

 

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ دوشنبه یکم مهر 1387 ::

تاریخ سیاسی افغانستان

سلام دوستان به وبلاگ اين حقير خوش آمديد . . . . سعي دارم اندك اطلاعات در مورد افغانستان براي آشنا ساختن جوانان و نوجوانان مهاجر به اشتراك بگذارم . . . قصت هيچ توهين به هيچ يك از افراد افغاني يا غير افغاني را ندارم صرفن قصتم آگاهي شما مهاجرين است . . . اگر خطا يا اشتباهي ازمن ديدين در اولين فرصت به من اطلاع داده تا من اصلاح كنم . . . بدی مارا به خودیما خوبی مارا به دیگران بگوید

تاریخ سیاسی افغانستان

           

           

سلسله حکومتی

 

حدود دوهزار سال پیش از میلاد مسیح، سرزمین هندوکش (افغانستان) مورد هجوم اقوام آریایی که از دره‌های پامیر سرازیر شده بودند قرار گرفت و به تصرف این اقوام در آمد. روشن نیست پیش از تهاجم آریایی‌ها چه کسانی در این سرزمین ساکن بوده‌اند.
بطلمیوس و دیگر جغرافی‌دانان باستان از سرزمینی که در جنوب هندوکش بین کویر نمک فارس (ایران امروز) در غرب و رود سند در شرق واقع بوده، به نام «آریانا» یاد کرده‌اند. قدیمی‌ترین اثر مکتوبی که در آن از سرزمین هندوکش ذکر به عمل آمده، اوستا کتاب مقدس زرتشت است.

 

 

هخامنشیان

باکتریا در حدود ۵۴۰ قبل از میلاد. توسط کورش هخامنشی فتح و به امپراتوری پارس پیوست. بعدها داریوش کبیر قسمتهای بیشتری از آن را فتح کرد. افغانستان کنونی در دوران داریوش هفت (ساتراپی) داشت و اهمیت استراتژیک زیادی داشت. در اواسط قرن چهارم قبل از میلاد فتوحات هخامنشی فروکش کرد و برخی از نواحی جنوب و شرق به تدریج از شاهنشاهی هخامنشی جدا شدند.

 

 

حمله اسکندر

پس از شکست ایرانیان از لشکریان اسکندر و گشوده شدن پایتخت هخامنشی، داریوش سوم به سوی شرق متواری گشت و توسط بسوس، بدخش (والی) بلخ، کشته شد. در سال ۳۲۹ پیش از میلاد، اسکندر مقدونی پا به سرزمین هندوکش که تاریخ‌نویسان یونانی آن را پاراپومیسوس (Parapomisus) گفته‌اند نهاد. اسکندر هرات را تصرف و پس از سپری نمودن زمستان در سیستان، وارد ناحیه‌ای شد که به نامش اسکندریه (قندهار امروزی) نامیده شد.
لشکریان اسکندر پس از اشغال غزنه و کابل، در شمال کابل (غوربند) شهرک دیگری را نیز به نام اسکندریهٔ قفقاز بنا نهادند. اسکندر با سپاهیان خود وارد مناطق حاصل‌خیز آسیای میانه شد و می‌گویند با دختر یکی از خان‌های محلی تخارستان نیز ازدواج کرد که اسمش رخسانه(Roxana)بود. اسکندر به مدت یک سال در دشت‌های آسیای میانه سرگردان بود و با تاخت‌وتاز جنگجویان این سامانها روبرو می‌گشت و شماری از سپاهیانش را نیز به علت سرما و کمبود خواروبار از دست داد. پس از برونرفت اسکندر از باکتریا (سرزمین باختر)، برخی از سردارانش پادشاهی کوچکی تشکیل داده و مدت دویست سال بر این سرزمین فرمان راندند. از دو سده چیرگی پادشاهان یونانی باکتریا چیزی به جز برخی از سکه‌های آن زمان بجا نمانده است.

 

 

کوشانیان

در قرن اول میلادی، قبایل صحراگرد یوئه-چی که از جانب شمال وارد باکتریا شده بودند یونانی‌ها را تارومار کرده، باکتریا را تصرف نمودند و سلسلهٔ کوشان را بنا نهادند. کوشانی‌ها که تجربهٔ حکومت نداشتند، امپراتوری خویش را بر ویرانه‌های امپرتوری یونانی بنا نهاده و دوباره سکه‌های یونانی و حتی الفبای یونانی را متداول ساختند. کوشانیها تا اواسط فرن اول میلادی شهرهای کابل و قندهار را نیز تسخیر کرده و امپراطوری خویش را وسعت بخشیدند. در این دوران دین بودایی نیز توسط آشوکا به این سرزمین وارد شد.
در دوران حکمرانی کانیشکا، مبلغان آئین بودایی از طریق آسیای مرکزی به چین سفر نموده و در پخش و اشاعهٔ این آیین تلاشهای زیادی کردند. دورهٔ کوشانی‌ها را می‌توان دورهٔ تمدن جدیدی برای افغانستان محسوب کرد: این خاندان در پیکرتراشی پیشرفت‌های بسیاری کرد و بت‌های ۳۵ و ۵۳ متری بامیان که توسط طالبان نابود شدند از یادگارهای همین دوره بودند. خاندان کوشان در حوالی سال ۲۲۰ میلادی، زمانی که خاندانهای کوچکی اینجا و آنجا سر بلند کرده و برخی از نقاط را تصرف نمودند منقرض گشت. انقراض خاندان کوشانی پایان یک عصر یا دوره شکوفایی فرهنگی و هنری بود که دیگر هیچگاه در افغانستان تکرار نشد.

 

 

ساسانیان

در قرن سوم میلادی ارشیر اول سلسله مقتدر و نیرومند ساسانی را بنیاد نهاد که تا چهار قرن دوام آورد. شاهان ساسانی امپراتوری خویش را تا رود سند و آسیای مرکزی وسعت دادند. درحالی که ساسانیان سرگرم گسترش امپراطوری خود بودند، هونها بازماندگان بی قدرت کوشانی را در هم کوبیده و مدت کمتر از یک قرن بر افغانستان حاکم شدند.در قرن ششم میلادی خسرو انوشیروان ساسانی هونها را از باکتریا راند و این منطقه بار دیگر به امپراطوری ساسانی پیوست.
پس از قدرت گرفتن دین اسلام در عربستان و تصمیم پیامبر اسلام به ترویج آن در دیگر کشورها، اعراب در سال ۳۲ ه‍.ق (۶۵۲ میلادی) پس از شکست یزدگرد سوم ایران را فتح و سلسله ساسانی منقرض گشت. پس از انقراض ساسانیان، اعراب مسلمان به بهانه انتشار دین اسلام همسایگان را مورد تاخت و تاز قرار داده، دارایی‌ها را به نام غنیمت تاراج، جوانان را به غلامی، زنان را به کنیزی و پیرمردان را بنام زندیق کشتند.

 

 

حمله مسلمانان

در سال ۴۷ هجری قمری (۶۶۷ میلادی) اعراب از طریق هرات از آمودریا گذشتند، ولی تا سال ۹۱ هجری قمری (۷۰۹ میلادی) که بر سرزمینهای باکتریا و ورارود مسلط شوند با مقاومت شدید مردم روبرو شدند و در برخی موارد تلفات سنگین جانی را نیز متحمل شدند. در کابل اعراب با ایستادگی جوانی بنام رستمداد کابلی روبرو شده چندین شبانه روز در محاصره ماندند، آخر قوای تازه دم اعراب تحت فرماندهی یکی از سرداران عرب به نام لیث ابن قیس معروف به شاه دوشمشیره به کمک سپاهیان رسیدند. لیث کابل وحومه ان را به تصرف دراورد و ازان پس این سرزمین به تدریج به تصرف کامل اعراب مسلمان درآمد.

 

 

طاهریان و صفاریان

در اواخر قرن سوم ه‍.ق (قرن نهم میلادی) سلسله طاهریان روی ‌کار آمد و تا حدی بر اعراب چیره شد، دولت مستقل طاهریان تا سال ۲۵۹ هجری قمری (۸۷۲ میلادی) تقریبا تمام افغانستان امروزی و قسمتی از ایران امروز را در دست داشتند و آن‌گاه توسط صفاریان سرنگون شد. صفاریان سیستان نخستین خانواده بومی بودند که دست اعراب را از سرزمین شان کوته ساخته و برای نخستین بار زبان فارسی (دری) را جایگزین زبان عربی ساختند. در نهایت صفاریان به دست سامانیان سرنگون شدند.

 

 

سامانیان

سامانیان در سال ۳۰۸ هجری قمری (۹۲۰ میلادی) از مرکز اقتدارشان بخارا، بر امپراتوری وسیعی که از مرزهای هند تا حوالی بغداد گسترش داشت حکم می‌راندند. با قدرت گرفتن ترکان در دربار سامانی اقتدار این سلسله رو به ضعف نهاده و در پایان زیر نفوذ غلامان ترک در آمدند.
مشهورترین چهره در میان این غلامان الپتگین است که در سال ۳۵۱ هجری قمری (۹۶۲ میلادی) علیه سروران سامانی خود در غزنه دست به شورش زد و خود را فرمانروای غزنه معرفی کرد، و به این ترتیب سلسله غزنویان را بنیاد نهاد.

 

 

غزنویان

سلطان محمود سومین و مقتدر ترین حکمران این دودمان دامنه امپراتوری خود را از غرب تا بخشهای وسیعی از ایران و در شرق تا رود گنگ توسعه داد. محمود تحت نام جهاد هفده مرتبه به هندوستان حمله نمود و در هر مرتبه این دیار غارت و تاراج نموده به غزنی بر میگشت. محمود یک نابغه نظامی بود ولی از امور دیوانی و دولتداری بویی نمی‌برد، با یاری وزرای دانشمند و فاضل خود امور دیوان‌داری و جمع آوری مالیات را پیش می‌برد. یکی از این وزرای فاضل و مدبر امیر حسنک پسر میکال معروف به حسنک وزیر بود.
محمود شهر غزنی را توسعه داد و آراست و در آن مراکز آموزشی و حوزه‌های علمی دایر نمود. آن‌گاه از همه نامآوران و دانشوران و سخندانان عصر دعوت شد تا در غزنی مقیم شوند. می‌گویند در دربار محمود چهارصد شاعر و عالم جمع شده بودند، عنصری بلخی، فرخی سیستانی، عسجدی مروزی و دانشمند و تاریخنگار بلند آوازه دوران ابوریحان بیرونی از آن جمله بودند. محمود را یک مسلمان خشک و متعصب گفته اند، می‌گویند که در مذهب سنت سخت تعصب داشت، همچنان با آنهایی‌که اشتیاق به فرهنگ ایران قبل از اسلام داشتند نیز میانه خوبی نداشت.
سامانیان که قبل از غزنویان دولت مستقل خود را در بخارا داشتند، زبان فارسی جایگزین زبان عربی ساختند و ازان به عنوان زبان رسمی استفاده می‌کردند، اما محمود برای اینکه دل خلیفه بغداد را خوش داشته باشد، دوباره زبان عربی را در قلمرو خویش زبان دولتی ساخت و به تمام کاتبان و دیوانداران دستور داد تا مراسلات را به زبان عربی بنویسند.
سلطان محمود که خود یک ترک و در ضمن یک سنی متعصب بود، زحمت سی ساله خالق شاهنامه بی بدیل حضرت ابوالقاسم فردوسی را کمترین ارزش نداده بلکه همه‌ای نامردمی را نیز بر وی روا داشت، پورسینا نیز نسبت بی الطفاتی و کج خلقی محمود خانه و کاشانه را ترک نموده به آل بویه پناه آورد. سلطان محمود در سال ۴۲۱ هجری قمری (۱۰۳۰ میلادی) در گذشت. پس از وفات محمود ستاره اقبال دودمان غزنوی افول کرد. طی ۱۲۵ سال بعدی مبارزه قدرت در میان فرمانروایان دوازده گانه غزنوی همچنان ادامه داشت. سلسله غزنویان که به تدریج در اثر جنگهای رهبران آن از پا در آمده بود سرانجام جای خود را به غوریان داد.

 

 

غوریان

در سال ۵۳۵ هجری قمری (۱۱۴۰ میلادی) غوریان شهر با شکوه غزنی را که زمانی لقب عروس شهرها را داشت به تصرف خود درآوردند. علاالدین غوری معروف به جهانسوز این شهر زیبا را به آتش کشیده اجساد سلاطین غزنوی مگر محمود و پسرش مسعود را از قبرها بیرون کشید و سوزاند. غوریان که همواره خواب رسیدن به سرزمین زرخیز هندوستان را می‌دیدند، بعد از ویران ساختن غزنی در اسرع وقت رهسپار هندوستان شدند. یکی از غلامان ترک غوریان بنام قطب الدین تخت و تاج دهلی را تصاحب کرد و پس از وی غلامان ترک به مدت یک قرن این تخت و تاج را در اختیار داشتند.

مغولان

در قرن هفتم هجری قمری (سیزدهم میلادی) یکی از روئسای قبایل مغول بنام چنگیزخان، قوم خود را تحت نظم و انظباطی شدید بصورت نیروی جنگنده‌ای مقتدر در آورد. مهاجمان مغول سوار بر اسپهای تیزتک و ریزاندام از صحرای مغلستان بطرف جنوب سرازیر شدند و همچون گردباد توفنده کوهها و دشتهای پیش روی خود را درهم پیچیدند.
سرزمین کنونی افغانستان حتی صدسال بعد نیز همچنان اسیر مغولان بود. رهبران محلی عموما ترکانی بودند که از طرف اربابان مغول خود برای اداره امور این سرزمینها گماشته شده بودند. پس از مرگ چنگیز پسرش اوکتای به جای وی نشست، و آنگاه که امپراتوری مغول تجزیه و متلاشی می‌شد، این سرزمین کوهستانی به هلاکو نوه چنگیزخان واگذار شد.

 

 

آل کرت

پس از سقوط مغول‌ها در قرن هشتم هجری‌قمری (چهاردهم میلادی) آل کرت هرات که بازماندگان سلسله غوریان بودند فرصت یافتند در فاصله سالهای ۷۳۳ هجری قمری (۱۳۳۲ میلادی) تا ۷۷۲ هجری قمری/۱۳۷۰ میلادی مستقلاً بر سرزمین خویش حکومت کنند. اما حکومت مستقل ایشان به دست تیمور لنگ، از نوادگان دختری چنگیزخان که قبایل ترک تحت فرمان خود در مقرش در سمرقند به قصد جهانگشایی به حرکت در آورده بود سر نگون شد.

 

 

تیموریان

تیمورلنگ چندین بار این سو تا آنسوی هندوکش را زیر سم ستوران خود گذراند؛مشهورترین لشکرکشیهای وی در ۸۰۱ هجری قمری (۱۳۹۸ میلادی) انجام شد که طی آن هندوستان فتح و دهلی غارت گردید، و یکبار دیگر پس از چنگیز این نواحی دستخوش چپاول و ویرانی شد. با مرگ تیمور در سال ۸۰۷ هجری قمری (۱۴۰۵ میلادی)، پسر چهارمش شاه رخ، پس از یکسال جنگ و رقابتهای خانوادگی، حکومت هرات و نیز ماورءنهر را بدست گرفت. وی هرات را به عنوان پایتخت خود بر گزید، حصارهای آنرا مرمت و بازسازی کرد و در آن بناهای مجللی ساخت، و این شهر بصورت مرکز مهم سیاسی و بازرگانی منطقه در آمد.
در این سالها معماران، نقاشان، علما و محققان و موسیقی دانان مورد تکریم و تجلیل فراوان قرار گرفتند. بزرگترین هنرمند میناتوریست استاد کمال الدین بهزاد، در حدود سال ۸۴۴ هجری قمری (۱۴۴۰ میلادی) در هرات تولد یافت و در دربار سلطان حسین بایقرا، آخرین شاهزاده‌ای تیموری، زندگی کرد. بخش اعظم دوره صدساله حکومت تیموریان در افغانستان شاهد رونق و رفاه و پیشرفت این کشور بود. اما امپراتوری تیموریان نیز تدریجا به سوی زوال میرفت؛ و یکبار دیگر، با زوال اقتدار فرمانروایان خارجی، مردم و رهبران بومی این سرزمین امکان آنرا یافتند که تجدید قوا کنند و برای بذست گرفتن حکومت سرزمین خود سر برآورند.
یکی ازین رهبران، شخصی بنام بهلول لودی بود. لودی در سال ۸۵۵ هجری قمری (۱۴۵۱میلادی) تاج و تخت دهلی را نیز تصاحب کرد و سلسله لودی را که هفتاد و پنج سال دوام کرد تأسیس نمود. ظهیرالدین محمد بابر بزرگترین فرزند عمر شیخ شاهزاده تیموری بود که بر فرغانه حکم می‌راند. ولی پس از آن‌که بر جای پدر خود نشست، ترکان ازبک تمامی ملک و موطن وی را تصرف کردند، وی در سال ۹۱۰ هجری قمری (۱۵۰۴ میلادی)، شکست خورده و پریشان، به همراه چند صد نفر از وفادارانش سفری را به امید فتوحات احتمالی آغاز کرد که آخر مؤسس امپراتوری مغولان هند شد. ظهیرالدین مانند جدش تیمور لنگ ترک بود و به ترک بودنش مباهات میکرد و همچنان مدعی بود که نوه چنگیزخان است. او شهر کابل رابرای آب و هوای مطبوع و اهمیت بازرگانی و سوق جیشی آن به عنوان مرکز خویش برگزید. بعد از فتح هند دیگر هیچگاه به کابل بر نگشت، اما بنا به وصیت خود، جسدش را بعد از مرگ به این شهر آورده و در باغی که خودش بنام باغ بابر (این باغ تا هنوز به همین نام موجود است) دایر کرده بود منتقل و دفن نمودند.
پس از مرگ بابر ستاره اقبال امپراتوری تازه تأسیس یافته مغول برای مدت بیست سال در حضیض بود. یکی از بسته گان لودیها شخصی بنام فرید شیر شاه سوری تخت و تاج هند را از همایون فرزند و جانشین بابر تصاحب نمود، و سلسله‌ای را بنام سوریها را بنیان گذاشت. همایون مدت پانزده سال در تبیعد بسر برد و عاقبت به کمک ایران قندهار و کابل را دو باره بدست آورد. در سال ۹۶۲ هجری قمری (۱۵۵۵ میلادی، دهلی را نیز دوباره به کف آورد. اکبر شاه پسر همایون بعد از پدرش به تخت نشست و امپراتوری مغولان هند را دوباره تثبیت ساخت. اکبرشاه بسال ۱۰۱۴ هجری قمری (۱۶۰۵ میلادی، چشم از جهان فرو بست، و پسرش جهانگیر بر جایش نشست. در این دوره است که باز رهبران محلی اینجا و آنجا سر بلند کرده از هر طرف صدای استقلال خواهی بگوش می‌رسد. در دوره حکومت شاه جهان، شاعر جنگجوی مشهور پشتون بنام خوشحال خان ختک از کوههای سلیمان سر برآورد.
خوشحال در چندین مصاف با مغولان جنگید. شاه جهان حکومت پشاور را به خوشحال خان بخشید، اما اورنگزیب بعد از آنکه پدرش شاه جهان را خلع و خود بر مسند امپراتوری مغول تکیه زد تمام صلاحیتهای خوشحال را محدود نموده آخر او را به زندان افگند. حکومت طولانی اورنگزیب همراه با شورشهای مداوم قبایل پشتون مواجه بود؛ خوشحال خان در گروگان سپاهیان مغول بود و ایشان هم همواره تلاش میکردند تا شورش قبایل را سرکوب نمایند، او حتی در زندان نیز عمیقترین انزجار و تنفر خود را توسط اشعارش نسبت به مغولان تبارز میداد. خوشحال بعد از دوسال از زندان رها شد و بقیه عمر خود را در مبارزه علیه ایشان سپری نمود، او همیشه سعی می‌کرد تا اقوام پراگنده پشتون را علیه مغولان متحد سازد. با مرور زمان شالوده‌های امپراتوری مغولان هند بر اثر سوء تدبیرهای اورنگزیب سست گشت، و این امپرتوری در فاصله کوتاهی پس از مرگ اورنگزیب در سال ۱۱۱۸ هجری قمری (۱۷۰۷ میلادی) تجزیه شد و از هم پاشید.
در فروپاشی امپراتوری مغولان هند افغانها بی تأثیر نبودند. طی دویست (دوصد) سالی که مغولان حکومت هند را در دست داشتند، شهرهای مرزی افغانستان از سه سو مورد کمکش و محل منازعه بودند: مغولها از یک سو، ایرانیها از سمت غرب، و ترکان ازبک از سمت شمال. کابل، هرات و قندهار بارها میان این مدعیان متخاصم دست به دست شدند. در سال ۱۱۲۰ هجری قمری (۱۷۰۸ میلادی) پشتونهای غلزایی سلطه‌ای ایران بر قندهار را برانداختند ؛ در هرات نیز پشتونهای ابدالی همین کار را کردند. با گذشت چند سال این قبایل چنان قدرتمند گشتند که محمود افغان مشهور به شاه محمود هوتکی بر بخشهای وسیعی از ایران نیز برای مدتی حکم میراند. اما از آنجاییکه ایشان قلمرو خویش را بیش از حد توانشان بسط و توسعه داده بودند حکومتشان چندان نپاییذ و بزودی برچیده شد. نادرشاه افشار از اهالی خراسان بود که سلطه هوتکیان را بر ایران در هم شکست و سراسر ایران را تحت رهبری و اقتدار خود در آورد.
نادرشاه به بهانه تعقیب برخی از سران غلزایی که به کابل فرار کرده بودند به سال ۱۱۵۱ هجری قمری (۱۷۳۷ میلادی) کابل را تصرف و با سپاه گران مرکب از ایرانیها و قبایل افغان رهسپار هند گردید. نادر پس از رفتن خزانه‌های هند به پایتخت خود مشهد بازگشت. احمدخان سدوزایی، یکی از سران قبیله پشتونهای ابدالی از جمله امرای نادرشاه بود. وی چنان مورد اعتماد نادر بود که به فرماندهی نیروی ۴۰۰۰ نفره‌ای محافظ او گماشته شد. در سال ۱۱۶۰ هجری قمری (۱۷۴۷ میلادی) نادر بدست سران سپاه ایرانی خود به قتل رسید احمدخان پس ازین حادثه خود را به قندهار رساند، و در آنجا خود را امیر یعنی رئیس همه‌ای قبایل خواند و حکومت افغانستان را بدست گرفت.

 

 

دولت مستقل افغانستان

از سال ۱۱۶۰ هجری قمری (۱۷۴۷ میلادی به بعد حکومت مستقل افغانستان را همواره دو خانواده از طایفه ابدالی در دست داشته اند. از سال ۱۱۶۰هجری قمری (۱۷۴۷ میلادی) تا ۱۲۵۱ هجری قمری (۱۸۳۵ میلادی) تاج و تخت این کشور در دست سدوزاییها بود؛ و از آن پس به خانواده محمدزایی که از همان طایفه بودند تعلق گرفت. احمدخان سدوزایی دست به یک پارچه ساختن مملکت زد، کابل را تصرف نمود. همهٔ سرزمینهای واقع در غرب رود سند را، از کشمیر تا دریای عمان، با پذیرفتن انواع مشکلات از دست مغولان هند باز پس گرفت. احمدشاه (احمدخان سدوزایی) ملقب به احمدشاه بابا ۱۲ مرتبه بر هند لشکر کشید در سال ۱۱۷۰ هجری قمری (۱۷۵۶ میلادی) دهلی را تصرف کرد و خزانه‌ای خود را با ثروت سرشار که از آنجا غنیمت گرفته بود انباشت. بعد از مرگ احمدشاه درسال ۱۱۸۷ هجری قمری (۱۷۷۳ میلادی) تا چهل وپنج سال بعد همچنان رقابت و کشمکش و دسیسه چینی در میان مدعیان حکومت در طایفهٔ سدوزایی ادامه یافت ؛ این وضع باعث از هم گسیختگی خاندان حاکم گشت و چیزی نمانده بود که افغانستان را نیز از هم بپاشد. پسر دوم و جانشین احمدشاه، یعنی تیمورشاه، پایتخت خود را از قندهار به کابل انتقال داد و مدت بیست سال از (۱۱۸۷ هجری قمری (۱۷۷۳ میلادی)-۱۲۰۸ هجری قمری(۱۷۹۳ میلادی)) بر قلمرو وسیع اما نا مطمئن حکم میراند. تیمور شاه بیست و سه پسر داشت اما نتوانست برای خویش جانشین تعین کند. طی بیست و پنج سال شاهزادگان سدوزایی مشغول توطئه و تحریک برای دست یافتن به حکومت کابل بودند و قلمرو این حکومت هم به مرور زمان از هم می پاشید. در این مدت از میان پسران تیمور شاه، سه برادر هر کدام برای چند صباحی و یکی از ایشان دو بار به حکومت رسیدند، و هریک از ایشان نیز بزودی قربانی توطئه‌های خانوادگی گردیدند. بعد از اینکه این برادران رئیس طایفه‌ای محمدزایی به قتل رساندند و پسر بزرگ وی فتح محمدخان (وزیر فتح خان) را کور کردند، کاسه‌ای صبر محمدزاییها لبریز شد.
این طایفه علم طغیان علیه سدوزاییها را بلند کرد، و در سال ۱۲۳۳ هجری قمری (۱۸۱۸ میلادی) دوست محمدخان، جوانترین پسر رئیس طایفه محمد زایی، حاکم سدوزایی را در حوالی کابل شکست داد. دراین روزها از قلمرو وسیع سدوزایی چیز چندانی باقی نمانده بود. بلخ دعوی استقلال میکرد، مرو و کوشک به تصرف روسیه تزاری در آمده بودند، رانجیت سینگه والی ایالت پنجاب نیز اعلان حکومت نمود.
انگلیسها بر بلوچستان دست انداخته بودند و سند نیز در مقابل حکومت افغانها تمکین نمی کرد. دوست محمدخان در چنین شرایط بحرانی به سال ۱۲۵۰ هجری قمری (۱۸۳۵ میلادی) خود را امیر افغانستان خواند.
دوست محمد از انگلیسها که عملا از سیکها حمایت میکردند تقاضا نمود تا بر سر مسئله پنجاب میان ایشان میانجیگری نمایند و در ضمن به انگلیس قول داد که افغانها مانع پیشروی روسها از شمال به جانب جنوب شوند. دوست محمد خان وقتی زمام امور را در دست گرفت که دو امپراتوری بزرگ روسیه و انگلیس سرگرم پیش‌روی‌ها و توسعهٔ قلمرو خویش بودند. افغانستان بصورت مانع و حد فاصل طبیعی و کوهستانی در میان این دو امپراتوری، به مهره‌ای پیاده‌ای در رقابت شطرنج وار این قدرتهای بزرگ قرن ۱۹ و دست آخر به سپری برای جلوگیری از تصادم آن دو، بدل شد.
وقتی دوست محمد در مبارزه با سیکها از انگلیس کمک خواست آنها حاضر نشدند که به وی کمک کنند، چه که آنها آخرین حملات دوران احمدشاه بر هند را هنوز بخاطر داشتند و بخود اجازه نمیدادند تا افغانها این مردمان کوه نشین و دیرآشنا و حادثه جو را تهدیدی برای سلطه‌ای خود بر هند ندانند. همین احساس خطر بالاخره باعث شد که دوست محمدخان دوسال بعد از حکومت افغانستان کنار رود. وقتی دوست محمدخان از انگلیس استمداد کرد که هرات نیز در محاصرهٔ ایران بود. انگلیس‌ها از پیش‌روی ایران و پیش‌روی روسیه در آسیای مرکزی بیشتر احساس خطر نمودند.
وقتی انگلیسها به درخواست امیر دوست محمد جواب منفی دادند، وی نیز ناگزیر دست به دامان تزار روس زد. دراین وقت انگلیس خطر را بسیار جدی تلقی نموده اعلان نمود که برای حفظ هند بریتانوی در مقابل دست درازیهای روسیه ضرورت میداند تا در کابل یک حکومت دوست انگلیس باشد، درینوقت شاه شجاع، شاهزاده مخلوع و بی تخت و تاج سدوزایی اعلان کرد که هرگاه انگلیسها در رسیدن به حکومت کابل به وی کمک کنند، او حاضر است که پشاور را به سیکها واگذارد. تا این هنگام ایرانی‌ها هرات تخلیه کرده بودند، اما با این حال انگلیس‌ها افغانستان را اشغال کردند، و بدین ترتیب نخستین جنگ انگلیس و افغانستان (۱۲۵۴ هجری قمری (۱۸۳۸ میلادی) - ۱۲۵۸ هجری قمری (۱۸۴۲ میلادی)) آغاز می‌شود.

 

 

جنگ اول افغان و انگلیس

در سال ۱۲۵۴ هجری قمری (۱۸۳۸ میلادی) جنگ بین افغانستان و انگلیس در بخش جنوبی دره‌ای هلمند روی داد. دوست محمدخان که در کابل خود را در چنبر توطئه‌ها و دسایس گرفتار دید، ناگزیر به تبعید در هند تن در داد. نیروهای انگلیسی در کابل مستقر شدند و شاه شجاع نیز بر حکومت کابل دست یافت، هم شاه شجاع و هم انگلیسها درنیافته بودند که مردم او را نه به عنوان شاه بلکه حتی به عنوان رئیس یک قبیله هم نمی پذیرند. نیروهای انگلیسی از شاه شجاع حمایت کردند و بزودی خود را در حلقه‌ای محاصره‌ای افغانهای وطن‌پرست یافتند، جنگجویان افغان از هرسو بر انگلیسها حمله نمودند، و محاصره را روز تا روز تنگتر ساختند. در ژانویه ۱۲۵۷ هجری قمری (۱۸۵۷ میلادی) انگلیس‌ها اعلان نمودند که حاضر اند کابل را تخلیه کنند. رهبران کابل (طرفدار انگلیس) اعلان نمودند که آنها بدون آسیب خود را به هند خواهند رساند، واین تضمین رهبران کابل خشم افغانها را بیشتر برانگیخت، زیرا که آنها این رهبران را به رسمیت نمی شناختند. ستون نیروهای انگلیسی مرکب از ۴٬۵۰۰ مرد جنگی، عده‌ای زن و کودک، ۱۲٬۵۰۰ خدمه و سایر همراهان لشکر در میان برف سنگین و سرمای شدید زمستان، کابل را ترک کردند، اما ناگهان مورد هجوم قبایل خشمگین کوه نشین قرار گرفتند.
حمله کننده گان کسانی بودند که برای بدست آوردن غنیمت بر ایشان حمله نموده تمام عفت و احساس بشردوستی را زیر پا گذاشته همه را قتل عام نمودند. در فاصله‌ای کمتر از یک سال بعد گروهی از نیروهای انگلیسی برای گرفتن انتقام رهسپار افغانستان شدند. اینان قلعه و بازار بزرگ شهر را به آتش کشیدند، و هرگونه مخالفت را سرکوب نمودند. تلشهای مذبوحانه انگلیس برای ایجاد یک حکومت تحت الحمایه در کابل علی رغم هزینه‌ای بسیار سنگین مالی و انسانی، تقریبا هیچ ثمری نداشت جز دشمنی و عداوت پایه دار افغانها با ایشان. شاه شجاع که مورد حمایت انگلیس بود در این گیرو دارها کشته شد. دوست محمدخان امیر تبعیدی از هند به افغانستان باز گشت و مورد استقبال مردم قرار گرفت. دوست محمد پیش از فرا رسیدن مرگش به سال ۱۲۷۹ هجری قمری (۱۸۶۳ میلادی) توانست افغانستان را تقریبا در همان محدوده‌ای که امروز است، متحد و یکپارچه سازد.
پس از مرگ دوست محمدخان باز پسرانش مانند پسران تیمورشاه بخاطر بدست آوردن تخت و تاج به جان هم افتادند، سرانجام شیرعلیخان در ۱۲۸۵ هجری قمری (۱۸۶۷ میلادی) به حکومت رسید. در سالهای حکومت داری شیرعلیخان لندن و سن پترزبورگ در مذاکره‌ای به این فیصله رسیدند که روسیه مرزهای شمالی افغانستان را که کمابیش با رود جیحون منطبق است، به رسمیت بشناسد، و این منطقع باید خارح از نفوذ روسیه بماند. با همه‌ای این احوال، مشکلات و مسائلی که در سال ۱۲۹۴ هجری قمری (۱۸۷۷ میلادی) بین انگلیس و روسیه پیش آمد، نتایج آن برای شیرعلیخان در نهایت گران تمام شد.
روسها در مرزهای شمالی افغانستان لشکر آراستند و در سال ۱۲۹۵هجری قمری (۱۸۷۸ میلادی) یک هیأت دیپلوماتیک به نزد امیر شیرعلی اعزام کردند. انگلیس هم برا ی اینکه از معرکه عقب نماند متقابلا یک هیات سیاسی را بطرف کابل گسیل داشتند، اما نگهبانان مرزی افغانستان هیأت انگلیسی را در تنگه خیبر متوقف ساخت. انگلیسها که از این رفتار حکومت کابل به خشم آمده بودند، اعلام کردند که حکومت افغانستان باید از این عمل خود عذرخواهی کند و به هیأت انگلیس اجازه بدهند که وارد کابل شود. توضیحات امیر شیرعلیخان نیز انگلیس را قانع نکرد، لذا دومین جنگ انگلیس و افغان درگرفت.

 

 

جنگ دوم افغان وانگلیس

وقتی انگلیسها از طرف جنوب، افغانستان را اشغال کردند، امیرشیرعلیخان از روسها استمداد کرد، ولی پاسخی نیافت و ناگزیر اداره امور را به فرزندش یعقوب خان سپرد و خود به امید جلب کمک رهسپار شمال گشت، روسها تنها کمکی که به وی کردند این بود که توصیه نمودند به پایختش برگردد و با انگیس‌ها از در صلح درآید. امیر شیرعلی نا امید، افسرده و در هم شکسته در مزارشریف چشم از جهان فروبست. انگلیس‌ها اینبار نیز با رهبرانی پیمان بستند که افغان‌ها ایشان را بحیث رهبر نمی‌شناختند. اگرچه یعقوبخان فرزند شیرعلیخان بود و از طرف وی اداره‌ای امور را در شهر کابل در دست داشت، ولی او نیز رهبری نبود که مورد قبول سران قبایل باشد. وی به همهٔ خواستهای انگلیس که مهمترین آنها عبارت بود از این‌که افغانستان باید روابط خود را با سایر کشورهای خارجی با مشورت انگلیس تنظیم کند، گردن نهاد. نمایندگانی راکه انگلیس بنابر مفاد همین معاهده صلح (معاهده صلح گندمک)، در سال ۱۲۹۶ هجری قمری (۱۸۷۹ میلادی) به کابل اعزام نموده بود، چند هفته بعد به دست افغان‌هایی‌که مخالف این معاهده بودند، به قتل رسیدند.
از این رو سه لشکر تازه نفس انگلیسی که هنوز آسیبی ندیده بودند وارد صحنه شده، کابل و قندهار را اشغال کردند. یعقوب خان بعد از مدت کوتاهی به هند تبعید شد. انگلیس‌ها پی بردند که اشغال افغانستان کار چندان مشکلی نیست ولی نگهداری آن خیلی مشکل است، بنابر این به فکر آن افتادند تا در میان قبایل کسی را بیابند که هم مورد قبول مردم باشد و هم نزد انگلیس‌ها مقبولیت داشته باشد، این آخرین امید انگلیس در وجود عبدالرحمان خان پسر عمو(کاکا)ی امیر تبعید شده و نوه‌ای دوست محمدخان تحقق یافت. انگلیس‌ها از موفقیت نه چندان بزرگ خویش در جنگ دوم چشم پوشیده، از افغانستان خارج شدند، عبدالرحمان که مردم ترکستان افغان را به دور خود جمع کرده بود، در قبال گرفتن شناسایی از طرف انگلیس‌ها تنظیم روابط خارجی خویش را به ایشان واگذاشت. در خلال حکومت او روسها و انگلیسها به توافقی قطعی در مورد مرزهای طولانی افغانستان با روسیه، از مرزهای ایران تا پامیر، دست یافتند. مرزهای جنوب غربی انگلیس نیز بر اساس خط مشهور دیورند (Durand Line) تعیین گشت، انگلیسها عبدالرحمان را مجبور ساختند تا معاهده ننگین دیورند را امضا کند که در اثر آن نیمی از سرزمین پشتونها به قوای بریتانیا تعلق گرفت.
 سیاست شوم و استعماری آن زمان انگلیس باعث گشت که از آن زمان تا کنون افغانستان و پاکستان موفق نشده‌اند تا مسئله مرزی خویش را حل نمایند، از آن زمان تا کنون پیوسته یک سلسله کشاکش‌های مرزی، برخوردهای نظامی و تحریکات متقابل در سراسر این مرزها را به دنبال داشته است. امیر عبدالرحمان را در تاریخ بنام یک امیر آهنین یاد کرده اند، چرا که او توانست قبایل متمرد و نافرمان غلزایی و هزاره را تحت فرمان درآورد و یک‌پارچگی افغانستان را تأمین و تضمین کند. اگرچه در این مدت سایه و سنگینی اقتدار وی در همهٔ گوشه و کنار این سرزمین احساس میشد، اما ادغام مردمی نافرمان و قبایلی یاغی در یکدیگر و درآوردن آنان بصورت ملتی یکپارچه و متحد، جز از این طریق ممکن نمی‌بود.

 

 

جنگ اول جهانی و بی طرفی افغانستان

امیرعبدالرحمان خان به‌سال ۱۳۱۹ هجری قمری (۱۹۰۱ میلادی) چشم از جهان پوشید، حبیب الله خان پسر بزرگش بر طبق وصیت پدر برجای وی نشست. حبیب الله خان سیاست انزواگرایی پدر را دنبال کرد، وی همواره با هرگونه تلاش قدرتهای خارجی برای کسب امتیازاتی در افغانستان مخالف بود. حبیب الله خان طب غربی را در کشور رایج ساخت و خرید و فروش برده را نیز لغو نمود، و یک باب مدرسه‌ای عالی را بنابر الگوهای غربی بنام حبیبیه تأسیس نمود.
در صحنه‌ای بین المللی، روسیه و انگلیس طی قرارداد ۱۳۲۵هجری قمری (۱۹۰۷ میلادی) سن پترزبورگ خود یکبار دیگر بر موافقتشان با اینکه افغانستان همچنان بایستی به مثابه‌ای سپری در میانه‌ای این دو قدرت باقی بماند، تاکید کردند. در فاصله کمی بعد از انعقاد این قرارداد جنگ جهانی اول شعله ور شد. افغانستان از هردو سو بشدت تحت فشار قرار گرفت. آلمانها در پی آن بودند که حمایت و یاری افغانستان را نسبت به خودشان در مقابل انگلیس‌ها جلب کنند، سلطان حمید عثمانی (که خود را خلیفه مسلمین میخواند) علیه کفار و مشرکان حکم جهاد داده بود، و آشوب طلبان هندی می‌کوشیدند هر طور شده پای افغانستان را به جنگ بکشند. علی رغم همه اینها امیرحبیب الله کاملاً به قول و قراری که برای حفظ بیطرفی با انگلیس گذاشته بود وفا کرد، و با این کار با مخالفتهای شدیدی در بین مردم خود مواجه شد. وی در مقابل حفظ بی طرفی افغانستان تقاضا کرده بود که با پایان گرفتن جنگ به این کشور استقلال کامل داده شود. اما پیش از انکه با هر نوع مخالفت صریحی از انگلیس برای تضمین این خواسته بگیرد، در سال ۱۲۹۸ ه.ش (۱۹۱۹ میلادی) به شکل مرموزی به قتل رسید.

 

 

جنگ استقلال

پس از مرگ امیرحبیب الله خان پسر سومش، امان الله خان تخت و تاج پدر را تصاحب کرد. و به عنوان شاه افغانستان پذیرفته شد. در این روزها احساسات ضد انگلیسی در بین مردم به اوج شدت خویش رسیده بود، زیرا عموما معتقد بودند که انگلیس می‌بایست در قبال بیطرفی افغانستان در جنگ اول جهانی، استقلال کامل این کشور را بدان باز می‌گرداند. شاه کمان‌الله از احساسات ضد انگلیسی مردم استفاده نموده، در سال ۱۲۹۸ ه.ش (۱۹۱۹ میلادی) سومین جنگ علیه انگلیس را آغاز کرد. سفربری نیروهای این کشور به طرف هند آغاز شد، نیروهای هوایی انگلیس برای مدت ده روز پشت هم شهر جلال آباد و نواحی خیبر را بمباران کردند، بعد از ده روز جنگ افغانستان تقاضای آتش بس و پیشنهاد صلح نمود. انگیلسها هم که از جنگ اول جهانی خسته و فرسوده شده بودند، با اندکی تعلل این تقاضا را پذیرفتند. از سوی دیگر انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه نیز تأثیرات خود را داشت، و دیگر برای انگلیس تهدیدی محسوب نمی‌شد، سیاست بلشویکها عدم مداخله در امور دیگران بود. افغانستان در نخستین روزهای جنگ سوم افغان و انگلیس اعلان استقلال نمود. انگلیس به سال ۱۳۰۰ ه.ش (۱۹۲۱ میلادی) طی قراردادی در راولپندی استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت. شاه امان الله سیاست گوشه گیرانه پدر بزرگ و پدرش را کنار گذاشته دست به یک سلسله اصلاحات اساسی زد. این اصلاحات شاه مورد قبول قشر مذهبی واقع نشد، ملاها و روحانیون محافظه کار دست به تحریکات علیه شاه اصلاح طلب زدند.
در سال ۱۳۰۷ ه.ش (۱۹۲۷ میلادی). امان الله خان نخستین رهبر افغان بود که عنوان خود را از امیر به شاه تغییر داد، و همراه با همسرش ملکه ثریا از اروپا، ترکیه، مصر و ایران دیدن کرد. وی که از دیدن تحولات در جهان و به ویژه کشورهای مسلمان همسایه (ایران و ترکیه) شگفت زده شده بود، دست به اقدامان و اصلاحات وسیع زد. کشف حجاب زنان و رایج ساختن لباسهای اروپایی در دفاتر و ادارات دولتی از نحستین اقدامات شاه جوان افغان بودند که با مخالفت رهبران مذهبی و ملاها روبرو گشت، شخصی به نام ملای لنگ در مناطق جنوبی افغانستان دست به تحریکات علنی علیه امان الله خان زده و علیه وی فتوای جهاد داد.از سوی دیگر نادرخان و برادران نیز دست به‌کار شده توطئه و دسیسه‌سازی علیه امان‌الله خان را آغاز نمودند. در این روزها یکبار دیگر کشور دست‌خوش آشوبها و توطئه‌ها و دسایس گشت، این آشوبها بار دیگر استقلال افغانستان را تهدید می‌نمودند. درین میان جوانی بنام حبیب الله کلکانی با تنی چند از یاران وفادار و جانباز خود از شمالی به سوی کابل به قصد تصرف تخت و تاج براه افتاد. شاه امان الله جنگ را لازم ندانسته تخت و تاج را رها کرده به هند رفت و بقیه سی سال عمر خود را در اروپا گذراند.
محمد نادرخان در زمرة محافظان امیر حبیب الله خان خدمت میکرد، و دست آخر به فرماندهی کل ارتش وی منصوب گشت. بعد ازآنکه حبیب الله خان به قتل رسید، خیانتهای محمدنادرخان نیز برملا گشتند، پادشاه جوان افغان امان الله خان او را از فرماندهی کل قوا معزول نمود. نادرخان به بهانه‌ای علاج بیماری عازم اروپا گردید و در آنجا در تبانی با انگلیس دست به دسیسه چینی علیه دولت تازه بنیاد شاه امان الله زد، از جمله شاه را متهم به کفر نمود و عکسهای جهلی بی حجاب را از خانم شاه (ملکه ثریا) تهیه کرده در بین قبایل توزیع نمود همچنان عکس جهلی دیگری را تهیه کردند که گویا شاه در اروپا دست پاپ اعظم را بوسیده است، این همه دسایس محمد نادرخان و برادران باعث شدند تا روحانیون فرصت طلب که همواره از حکومت هند بریتانوی جیره میگرفتند علیه شاه مردم را تحریک نمودند. شاه بدون جنگ و خونریزی تخت و تاج را رها کرد. امیرحبیب الله مشهور به کلکانی تخت و تاج را تصاحب نمود. نادرخان و برادران از طریق هند بریتانوی وارد پکتیا گشته قبایل پشتون را تحت نام برگشتاندن تخت وتاج به وارث اصلی آن شاه امان الله، علیه حبیب الله تحریک نمودند. حبیب الله نمیخواست که جنگ کند، او میخواست که بدون جنگ و خونریزی تخت و تاج را تسلیم نادرخان کند، در صورتیکه به وی و طرفدارانش صدمه‌ای نرسد. نادرخان بر قرآن مهر نهاد و سوگند خورد که جان وی و طرفدارانش درامان خواهد بود. حبیب الله نیز به سوگند نادرخان اعتماد نموده دست از سلطنت کشید.
نادرخان همراه با قبایل جنوبی وارد کابل شده حبیب الله و طرفدارانش را از دم تیغ کشید و بدین طریق حکومت رعب و شتم را بنا کرد. چندین هزار نفر قبایلی که بیشترشان را مردان آنسوی مرز (هند بریتانوی) تشکیل میداند نادرخان و برادران را در به قدرت رسیدن همکاری نموده بودند، در مقابل خواهان پاداش بودند. نادرخان تمام دارایی بانک را بین ایشان تقسیم کرد، اقوام تشنه‌ای تاراج و غارت، دار و ندار شهر را مانند گرگان بیابانی تاراج نموده با خود به آنسوی مرز انتقال داده و عده‌ای دیگر هم پستهای مهمی دولتی را تصاحب کرده ملکیتهای مردم را نیز بزور تفنگ از آن خویش ساختند. نادرخان و برادران اندکترین مخالفت را نسبت به خود و حکومت خویش توسط ژاندارمرهای خویش در نطفه خنثی ساختند، هزاران انسان را به طرفداری از امان الله و یا به جرم وطندوستی و آزادیخواهی رهسپار زندانهای مخوف و سیاه چالها نموده که بیشترینشان در آن سیاه چالها جان سپردند.
آخرالامر نادرخان در سال ۱۳۱۲خ/۱۹۳۳م در اثنای توزیع جوایز در یک مدرسه توسط جوانی بنام عبدالخالق به ضرب گلوله کشته شد. برادران نادر زمیننه‌ای بقدرت رسیدن برادرزادة خویش محمدظاهر را مساعد ساخته و هیچکدامشان ادعای تخت و تاج را نکردند، چه که آنها بخوبی میدانستند، که نفاقهای خانوادگی زمینه‌ای نابودی ایشان را بیشتر مساعد خواهد کرد، چون ایشان در بین مردم دارای اعتبار و حیثیتی چندانی نبودند، ایشان را مردم غاصب تخت و تاج میدانستند. از همان روزهای نخست ایشان بنا حکومت خویش را بر غدر و مکر نهاده بودند.

 

 

حکومت های معاصر افغانستان

پس از ترور نادرخان پسر ارشد وی ، ظاهر شاه در حالی که نوزده سال سن داشت به عنوان وارث تاج و تخت پدر نامزد مقام سلطنت گردید ؛ اما در عمل عموهای وی ( ابتدا هاشم خان و سپس محمود خان ) زمام امور ممکلت را در دست گرفتند. هاشم خان با استبداد و بیرحمی ، حکومت راند. اما محمود خان اندکی شیوه ملایم تر را درحکومت داری پیشه ساخت. در زمان حکومت او آزادی های سیاسی و فردی کما بیش درافغانستان رونما شد . پس از محمود خان پسر برادر وی سردار داوود خان به عنوان صدر اعظم زمام امور کشور افغانستان را در دست گرفت. آزادی های به وجود امده در صدارت محمود خان را سلب نمود.
او در عین تلاش فراوان برای بهبود وضع اقتصادی افغانستان، برای عظمت و استیلای بیشتر پشتون ها نیز تلاش فراوان به خرج داد. و به خاطر مسئله پشتونستان افغانستان را بارها رو در روی پاکستان قرار داد. از سال 1342 به بعد ظاهر خان کوشید که زمام امور حکومت را خود شخصا در دست گرفته از نفوذ اعضای خانواده سلطنتی بکاهد. او با روی کار اوردن قانون اساسی جدید و پارلمان مطابق معیارهای جهان معاصر، در سال 1343 تحولات سیاسی نسبتا شگرفی را در افغانستان پذیرا شد. اما پس از یازده سال از این تاریخ بوسیله کودتای که توسط پسر عمش داوود خان انجام شد سلطنت او ساقط شد. داوود خان پس از کودتا و اعلان جمهوریت در سال 1354 طبق تمایلات قبلی خویش قانون اساسی را به وجود اورد که سیستم تک حزبی و ریاست جمهوری مادام العمری وی را به نحوی تضمین می کرد.
لیکن پس از سه سال خود وی نیز توسط کودتای به وسیله حزب دموکراتیک خلق متمایل به شوروی، همراه هفده نفر از اعضای خانواده و یاران نزدیک خویش کشته شد. حزب دموکراتیک خلق که توسط کودتا در سال 1357 بر روی کار آمد ، چهار تا به اصطلاح رئیس جمهور ( تره کی ، امین ، کارمل ، نجیب ) را تجربه کرد. این حزب که با مقاومت همگانی مردم (جهاد) رو به رو گردید ، در طی چهارده سال فقط در پایتخت و مراکز ولایات (استانها ) حکومت راند. و در سال 1371 به وسیله مجاهدین بساط حکومتش برچیده شد. مجاهدین که در 8 ثور 1371 قدرت را از بازمانده گان حاکمیت خلق و پرچم تحویل گرفتند، حدود چهار سال همراه با جنگ های خونین داخلی در افغانستان حکومت کردند. سرانجام در سال 1375 بوسیله طالبان از کابل و بسیاری ازنقاط دیگر افغانستان رانده شدند. طالبان که به وسیله پاکستان وبرخی ازکشورهای دیگر به وجود امده بودند، از برج قوس 1373 تا اواخر سال 1384 با قساوت وبی رحمی بی سابقه در افغانستان حکومت راندند. تا پس از حوادث یازده سپتامبر 2001 که امریکا و هم پیمانانش به افغانستان حمله کرده با همکاری جبهه متحد شمال حکومت طالبان را خاتمه دادند. دراین مدت فردی به نام ملا محمدعمر رهبری حکومت طالبان را به عهده داشت. پس از سقوط طالبان اقای حامد کرزی در راس حکومت افغانستان در سه دوره ( موقت ، انتقالی و انتخابی ) قرار گرفت که طبق قانون اساسی افغانستان دراین دوره حدود چهار سال دیگر بایست حکومت کند.

 

 

منابع:

1) دانش نامه آزاد ویکی پدیا

2) طبقات سلاطین اسلام

3) افغانستان درسه دهه اخیر

4) افغانستان در پنج قرن اخیر

 

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ::

مشاهیر افغانستان

سلام دوستان به وبلاگ اين حقير خوش آمديد .... سعي دارم اندك اطلاعات در مورد افغانستان براي آشنا ساختن جوانان و نوجوانان مهاجر به اشتراك بگذارم .... در ضمن نظر سازنده شما ما را ياري ميكند تا اين وبلاگ بهتر و بهتر شود

 

مشاهير افغانستان




شيخ العارفين سنائی غزنوی
حکيم ابولمجد مجدود بن آدم سنائی از عرفای بلند پايه و شاعران گرانمايه است که مانند آفتاب درخشانی از آسمان عروس البلاد غزنی تابيده و تا افاق جهان دانش و انديشه را روشنی بخشيده است.سنائی تحصيلاتش را در غزنی به پايان رسانيده و به تمام علوم و در فنون زمان خود دست يافته بود. همچنان سفر های به شهر های مهم و مراکز علمی جهان آنروز چون بلخ، هرات، نيشاپور و سرخس نموده به زيارت خانهء کعبه نيز توفيق نصيب شان گرديده بود
سنائی اين ابر مرد انديشه و عرفان آثار بس ارزشمند و ماندگار از خود به ميراث گذاشته است که گرانبها ترين آن حديقة الحقيقه می باشد که خود سنائی آن را (قرآن پارسی) دانسته، حضرت مولانا (الهی نامه) و ديگران آن را دايرة المعارف منظوم تصوف و عرفانش می شمارند
سنائی اين قافله سالار اشعار عرفانی در سال (545 ق) مطابق به (529 ش) چشم از دنيای فانی پوشيد
مزار پر انوار اين حکيم الهی در شهر تاريخی غزنی که از برکت وجود مبارک او امثالش به مدينة اوليا شهرت يافته و زيارتگاه مردان حق است. اهالی شريف غزنی روز های سه شنبه را برای زيارت آرامگاه آن بزرگمرد تخصيص داده اند. روحش شاد و جنت برين جايش باد
نمونهء کلام
ای قوم از اين سرای حوادث سفر کنيد
خيزيد و سوی عالم علوی سفر کنيد
از حال آن سرای جلال از زبان حال
وا ماندگان حرص و حد را خبر کنيدد

 



ملالی
يکی از زنان مبارز، با انديشه و شجاع افغان ملالی است که شجاعت و دلاوری او در تاريخ افغانستان بی نظير بوده و يکی از افتخارات زنان افغان شمرده می شود
جنگ ميوند در سال (1297 ش) بين افغان ها و انگليس های متجاوز در گرفت که در اثر شجاعت و قهرمانی ملالی افغانان درين جنگ پيروز شده و قندهار آزاد شد
!ملالی در حاليکه پارهء چادر آغشته به خون شهيدان ميوند را به نوک شمشير دست داشتهء خود بلند نموده فرياد می زد
که په وطن کی شهيد نشوی خدای زولاليه بی ننگی نه دی ساتينه
نوت: ليسهء دخترانه ملالی بعد از مکتب مستورات اولين ليسه در شهر کابل می باشد همچنان شفاخانهء نسايی و ولادی بنام ملالی زيرنتون نيز در شهر کابل موجود است

 



استاد عبدالحق بيتاب
(استاد عبدالحق بيتاب عالم، فاضل و اديب محبوب کشور در سال (1306 ق در گذر قصاب کوچهء شهر کابل ديده به جهان گشود. پدرش ملاعبدالاحد نام داشته و به شغل عطاری امرار حيات می نمودند
استاد بيتاب در هشت سالگی پدر را از دست داده و تحت سر پرستی ماماهايش، ملا عبدالغفور آخندزاده و ملاعبداله خان، که از عالمان معروف آن زمان بودند، قرار گرفت استاد بيتاب بعد از آموزش علوم دينی، فقه، تفسير، عربی، حديث، منطق، ادبيات دری و عربی در جوانی به صقت معلم در مکاتب ابتدائی کابل به کار رسمی آغاز کرد
استاد بيتاب مدت هژده سال در پوهنحی ادبيات و علوم بشری پوهنتون کابل بحيث استاد زبان و ادبيات دری وظيفه اجراء نموده و شاگردان زياد را تربيه کرده اند
استاد در سال (1344 ش) بحيث سناتور در پارلمان انتصاب شد
استاد گرانمايه بيتاب مدت پنجاه و يک سال عمر خويش را در تربيهء اولاد وطن و آموزش علمی، ادبی و عرفانی سپری و با شوق و علاقهء فراوان آن ها را ياری رسانيده و در سال (1331 ش) لقب پر افتخار ملک الشعراء و يعقوب درجهء علمی پوهاندی افتخاری را نيز حاصل نمودند
استاد زندگی بدون پيرايه داشته و از ارزش های مادی دنيوی نفرت داشتند
استاد پيرو طريقهء نقشبنديه بوده و در حلقات علمی، ادبی و عرفانی به لقب گرامی صوفی نيز مشهور بودند
اديب توانا، خدمتگار راستين و حقيقی معارف افغانستان استاد بيتاب در سال (1347 ش) چشم از دار فانی فروبست. جنت برين نصيب شان باد.
نمونهء کلام او
نه شهرت انتظارم نی قبول عام می خواهم به شهر گوشه گيری خويش را گمنام می خواهم

نوت: در شهر کابل مکتب ابتدائيهء بنام مکتب استاد بيتاب موجود است
 




جلال الدين محمد (بلخی)
بزرگترين و عاليترين شاعر متصوف جلال الدين محمد است که بنام مولانای بلخ يا مولوی نيز ناميده می شود. مولانا جلال الدين محمد فرزند سلطان العلماء بهاؤالدين محمد بزرگترين شاعر و متصوف افغانستان است در سال 604 هجری در بلخ مرکز ثقافت و فرهنگ آن دور تولد يافت. چون اکثر عمر خود را در آسيای صغيره بسر برده به مولانای روم نيز معروف است. دو بار ازدواج کرده و در سال 672 هجری در شهر قونيه وفات نمود
مولانا جلال الدين در چهارده سالگی در هنگام سفر از فتنهء مغل بديدار شيخ فريد الدين عطار نائل گرديده و شيخ کتاب (اسرار نامه) خود را به او داد
جلال الدين تحصيلات را در نزد پدر آغاز نموده و بعد از وفات پدر از مجالس درس سيد برهان الدين محقق ترمذی که از شاگردان پدرش بود کسب فيض نموده است. خليفه مولانا بناء به رسم مشايخ صلاح الدين فريدون زر کوب بود که مولانا علاقه فراوان به او داشت. مثنوی معنوی که از بزرگترين آثار ادبی جهان به شمار می رود و دارای 27 هزار بيت می باشد، يکی از شاهکاری های معتبر دنيا است. شروع مثنوی بدين شعر است
بشنو از نی چون حکايت می کند و از جدائی ها شکايت می کند
اساس گذار غزل مولانا می باشد که غزليات وی را بنام ديوان کبير و يا ديوان شمس که مرشد مولانا بوده ياد می کنند
مزار پُر انوار اين مرد خدا و امت مصطفی در شهر قونيه کشور ترکيه زيارتگاه مردمان جهان می باشد. و اينک نمونهء از کلام مبارک او
خاتم ملک سليمانست علم جمله عالم را صورت و جانست علمم

 



حضرت خواجه عبدالله انصاری (رح)

دو چيز را فراموش کن
نيکی خود را نسبت به ديگران و
بدی ديگران را نسبت به خود

حضرت خواجه عبدالله انصاری (رح) فرزند ابو منصور محمد که عالم و پرهيز گار زمان خود در سال (396 ق) مطابق (1005 م) در شهر باستانی، تاريخی و عالم پرور هرات ديده به جهان گشود. استعداد فوق العاده و حافظهء قوی وی سبب شد تا در سن 9 سالگی هزاران حديث مبارک، اشعار عربی و دری را حفظ کند. علوم دينی و ادبی را در جوانی فرا گرفته و در سن 21 سالگی به سفر نيشاپور جهت آموزش بهتر علوم سفر نمود. بعد از وفات استاد يحيی بن اعمار نظر به وصيت وی به مندوی تکيه زده به تدريس پرداخت. چندين مرتبه حج نموده و از ديدار علما و فضلای آن زمان کسب معرفت و فيض نمود
خواجه عبدالله انصاری عالم، صوفی، شاعر و اديب توانای بود که مردم و خانواده های افغانستان در هر جائيکه هستند مناجات نامه و گفته های ناب او را زمزمه کرده و مثال می آورند. تعداد نوشته هايش به 33 اثر می رسد که يکی آن الهی نامه يا مناجات نامه می باشد. وی در سال (481 ق) مطابق (1088 م) فوت نموده و در گزر گاه هرات به خاک سپرده شد

نه به کوشش يابی و طلب، بل به حرمت يابی و ادب
(خواجه عبدالله انصاری (رح
از تربت تفرقه شگوفهء حقيقت نرويد
 




جامی نابغهء آفاق
نورالدين عبدالرحمن جامی هروی از بزرگان، شاعران و نويسنده گان قرن نهم وطن عزيز تر از جان ما افغانستان باستانی و تاريخی می باشد، که در سال 817 ش. در جام خراسان، قلمرو هرات تولد و در سال 898 ش وفات و در همان جا مدفون گرديد. نام پدرش نظام الدين دشتی بود. جامی در هرات بزرگ شده و تربيت يافته. به سمرقند و حج سفر کرده بعد از آموزش علوم مروجه، بدرجهء ارشاد رسيده بدربار سلطان حسين بايقراء در صدر شاعران قرار داشت. اميرعلی شير نوائی ويرا احترام زياد می گذاشت.
مجموع آثار جامی به پنجاه و چهار می رسد که معروفترين آنها، تفسير، حديث، مناسک حج، عروض، قافيه و غيره می باشد
:نمونهء کلام
هنر آموز اندر جوانی کنی در وقت پيری کامرانی

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 ::

معادن افغانستان

سلام دوستان به وبلاگ اين حقير خوش آمديد سعي دارم اندك اطلاعات در مورد افغانستان براي آشنا ساختن جوانان و نوجوانان مهاجر به اشتراك بگذارم در ضمن نظر سازنده شما ما را ياري ميكند تا اين وبلاگ بهتر و بهتر شود

 نشان ملی افغانستان

 

 

معادن افغانستان

 

تحقيقات جيولوجيکیميرساند که 24 نوع مواد معدنی در 89 منطقهء افغانستان موجود بوده و قابل استفاده می باشد، اما تا اکنون تقريباً از اين معادن استفاده صورت نگرفته است

اکثر اين معادن از لحاظ اقتصادی ارزش زياد داشته و ميتوان اظهار داشت که افغانستان از نظر داشتن معادن غنی بوده و آيندهء درخشان را از اين جهت در قبال دارد

 

:لاجورد

در افغانستان انواع احجار کريمه وجود دارد که لاجورد نسبت به مقدار نوعيت بهتر آن شهرت جهانی دارد. معادن لاجورد عموماً در ارتفاعات بلند شمال افغانستان واقع گرديده و مهمترين معدن آن در سرسنگ بدخشان واقع است. به مسافه تقريباً 12 کيلو متر دور تر از اين معدن پنج ذخيره ديگر لاجورد قرار دارد که مقدار آن به 1300 تن تخمين شده است

 

:طلا

استحصال طلا از زمان سابق در افغانستان مروج بوده و ذخاير طلا از ناحيه بدخشان تا کندهار توسعه يافته است، اما بصورت عموم تعداد ذخاير آن به شش معدن بالغ ميگردد و مهمترين آن در .يفتل بدخشان موقيعت دارد

 

:ذغال سنگ

.ذغال سنگ از جملهء منابع عمدهء توليد انرژی افغانستان بوده خاصتاً به صورت فعلی که منابع نفت و گاز قيمت آن روز افزون است بنا ءً ذغال سنگ بحيث يک انرژی نسبتاً ارزان حايز اهميت ميباشد

 

:گازطبيعی نفت

سال 1935 به اينطرف از طرف جيولوجست های افغانی و خارجی برای تفحص نفت در نقاط مختلف کشور شروع شده بود، معلوم گرديده بود که نفت در بسياری از نقاط کشور مانند ساحات شمالی غربی و جنوبی موجود بوده اما نظر به عدم موجوديت سرمايهء کافی و پرسونل فنی و مجرب تا کنون استخراج آن امکان پذير نيست. در حال حاضر ذخاير تثبيت شدهء نفت در ولايت جوز جان موقيعت دارد که ذخاير نفت انگوت قابل ملاحظه بوده، ده ميليون تن ذخاير نفت آن تثبيت شده است

 

:آهن

با در نظر داشت تفحصات که صورت گرفته است افغانستان از لحاظ داشتن آهن مرغوب و موجوديت سنگ آهن نسبتاً غنی می باشد، زيرا تنها در سلسله کوه بابا موجوديت هشت ذخيره معدن آهن تثبيت گرديده است که از آنجمله معدن آهن حاجی گک در 45 کيلو متری جنوب شرق شهر باميان حايز اهميت فوق العاده می باشد، چه ذخاير توده های آن به 108 مليارد تن تثبيت گرديده است

 

:مس

از مطالعات و تفحصات جيو لوجست ها چنين استنباط ميگردد که در حدود دوازده توده ذخاير مس در نقاط مختلف افغانستان موجود است. ساحات جنوبی و حصص مرکزی که از پروان تا کندهار و فراه را دربر ميگيرد توده های معادن مس بصورت پراگنده اخذ موقع کرده است، اما توده های معادن مس که بين منطقه کجکی و مقر قرار دارد اهميت خاص ميباشد

 

:بيرايت

.بيرايت مادي ايست که در تفحصات استخراج نفت گاز بکار ميرود. موجوديت آن در بعضی از نقاط افغانستان تثبيت گرديده است. مهمترين معادن آن در جنگلات هرات است، که ضخامت رگ های آن از نيم تا 3 متر ميرسد و هر رگ آن 30 تا 300 متر طول دارد. محتويات بيرات در اين رگها 85 تا 95 فيصد تثبيت شده است. و ذخاير مجموعی آن به 8 ،1 ميليون تن بالغ ميگردد

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ::

بامیان شهر تاریخی افغانستان

يك مجسمه بودای نوزده متری خوابیده و89 قلم آثار دیگر در بامیان کشف شد

نجیب الله احرار رئیس اطلاعات وفرهنگ ولایت بامیان و پرفیسور زمریایی طرزی رئیس تیم باستان شناسی فرانسه طی یک کنفرانس مطبوعاتی گفتند: درجریان حفریات دوماه که درولایت بامیان صورت گرفت 89 قلم آثار تاریخی ویک مجسمه خوابیده بطول نزده متر بدست آمده است.
پروفیسور زمریایی گفت: سایرآثار، شامل پارچه های سفالی مختلف ، سرمجسمه وسکه ها بوده که تعداد آنان مربوط به دوره های بودایی ویکتعداد دیگر آن به دوره اسلام متعلق است.
نجیب الله احرار رئیس اطلاعات وفرهنگ بامیان گفت: هشتاد ونه قلم آثار متذکره درمحضر هیات موظف به ریاست اطلاعات وفرهنگ تسلیم داده شده ومجسمه نزده متری تاکنون از زیرخاک بیرون آورده نشده است.
موصوف افزود: قراراست این مجسمه سال آینده اززیرخاک بیرون کشیده شود، زیرا اکنون كارپروژه تیم فرانسوی و باستان شناسان ریاست اطلاعات فرهنگ بامیان تحت ریاست پروفیسور زمریایی طرزی خاتمه یافته وهوا نیز درولایت بامیان سرد است.
طرزی گفت: برعلاوه کشف مجسمه یادشده درجریان تحقیقات 60 % امکان موجوديت یک مسجمه دیگر بطول 300 مترنیز دراین ساحه وجود دارد.
بگفته نجیب الله احرار ،مجسمه نزده متری کشف شده تحت مراقبت جدی موظفین این ریاست وارگان های امنیتی آنولایت قرارداشته ودرنظر است به منظور نگهداشت آثار بدست آمده درولایت بامیان کارساختمان یک موزیم نیز درآینده نزدیک دراین ولایت آغاز گردد.

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ::

مهاجر افغانی از دیدگاه یک جورنالیست

خدا نکد یک کشور اروپایی ، خارجی به یک نفر ایرانی مهاجر توهین کند، به سرعت بمب گوگلی درست می کنیم، طومار امضا می کنیم و... شکایت می کنیم که مردم فلان کشور نژاد پرست هستند !

 

افغانستان هم تاریخ دارد، کارگر افغانی هم شخصیت دارد . ولی صدایشان را تقلید می کنیم و روی موبایل برای خنده رد و بدلش می کنیم. وقتی می خواهیم کسی را تحقیر کنیم می گوییم«هوی ....افغانی»

شنیده اید می گویند :«کار عار نیست»هر کسی این را گفته بوده برای امثال ما نگفته . چون اتفاقا برای ما کار عار هم هست.

کار برای نجوان افغانی عار نیست که از افغانستان با هزار زحمت ،قاچاقی به ایران آمده . تا 17 سالگی به زحمت توانسته فقط خود را زنده نگهدارد . در کشوری که همیشه جنگ بوده، از خیلی وقت پیش . آموزش و پرورشی نداشته ، پلیسی نداشته و...مثل ما زیر پایشان نفت نیست . اگر بخواهید از خشاش هم بگویید ،آنقدر ها که در کشور های دیگر ارزش دارد در افغانستان با ارزش نیست .

نوجوان افغانی که در خیابان های تهران می بینید ، خیلی بیشتر از ما زحمت کشیده تا بتواند به همینجا برسد . نمی داند کافی شاپ چیست و میتینگ ها و دوره های دوستانه یعنی چه!اتفاقا مثل شما هم در محافل دوستانه بررسی آرا و نظرات ژان بودريار هم شرکت نمی کند،تا از شرایط بد روزگار مدرن شکایت کند . وبلاگ و چت و ...اصلا درک نکرده.

مفهوم غذا برای او چیزی است که به او انرژی بدهد برای یک روز کار دیگر . غذا برای او معنی طعم، نام رستوران، منو و ... را نمی دهد.

نوجوان افغانی دانشگاه را تجربه نکرده، با کمری بابا هم در اتوبان های نداشته افغانستان لایی نمی کشد . نو جوان افغانی یاد گرفته فقط زنده بماند .

وقتی که در لوله های تنگ و بو گندوی فاضلاب های تهران می خزد،شاید فقط به شکم گرسنه خانواده 6 نفری اش فکر می کند و الا من که ندیدم یک افغانی در آمدش را در کافی شاپ و پیست اسکی خرج کند، یا جین مارک دار بپوشد،یا گوشی عوض کند !

با این حال شما که شاید تا به حال یکبار هم دسترنج خودتان را تجربه نکردید، و حتی حاضر نیستید به کار کردن، چیزی که از کار در ذهن افغانی است فکر کنید از سر کوچه داد می زنید «افغانی ... افغانی... آشغالی »و انتظار دارید او در کمترین لحظه در خدمت گذاری شما حاضر باشد .

دائما شکایت می کنید که این افغانی ها جای کارگران ما را گرفتند و... بی آنکه که فکر کنید، کارگران شما هیچ وقت حاضر نیستند مثل کارگران افغانی کار کنند . چند وقت پیش بود که شهرداری تهران اعلام کرد شهرداری به بحران خورده، چون با اخراج کارگران افغانی، کارگران ایرانی حاضر به کار به جای افغانی ها نیستند . ایرانی ها حاضر نیستند داخل لوله فاضلاب بروند !

کارگران افغانی با ماهی 110 هزار تومان کارهایی می کنند، که ما با یک میلون و 100 هزار تومان و بالاتر از آن هم نمی کنیم . ولی همان 110 هزار تومان هم بهشان نمی رسد، چون پیمانکار برگ برنده، نداشتن کارت افغانی را در دست دارد .

زورگیرهای تهرانی برای خرج عملشان با چاقو پولهای آنها را می گیرند، ولی آنها نمی توانند به پلیسی که از ایران اخراجشان می کند شکایت کنند .

فکر کنید، اگر ذخائر نفت و گاز جنوب ایران نبود، ما چه بودیم ؟ و اگر نوجوانی که اینطور در شبانه روز کار می کند، دانشگاه داشت، نفت داشت ،صلح و امنیت داشت چه کار می کرد.

منبع http://mynotesaha.blogfa.com

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ::

جغرافیای طبیعی افغانستان

 

سلام دوستان به وبلاگ اين حقير خوش آمديد ...سعي دارم اندك اطلاعات در مورد افغانستان براي آشنا ساختن جوانان و نوجوانان مهاجر به اشتراك بگذارم ...در ضمن نظر سازنده شما ما را ياري ميكند تا اين وبلاگ بهتر و بهتر شود

جغرافیای طبیعی افغانستان

موقعیت

در آسیای میانه

 

مختصات جغرافیایی

در جنوب غربی آسیا یبن 29 درجه و 22 دقیقه و 53 ثانیه و 38 درجه و 29 دقیقه و 27 ثانیه عرض البلد شمالی و بین 60 درجه و 28 دقیقه و 41 ثانیه و 47 درجه و 51 دقیقه و 47 ثانیه طول البلد شمالی واقع شده است.

 مساحت

مساحت افغانستان ۶۵۲۲۲۵ کیلومتر مربع است.که از نظر مساحت در جهان مقام چهلم و در قاره آسیا جایگاه یازدهم را دارا می‌باشد. حداکثر طول آن از شرقی‏ترین نقطه تا غربی‏ترین نقطه جنوبی آن 912 کیلومتر است 

 

مرزها

 افغانستان محاط به مناطق خشک بوده، به دریا متصل نمی‏باشد، نزدیک ترین بندر دریایی به آن، بندر کراچی با فاصله 727 میل می‏‏باشد. این کشور در شمال پیوسته است به کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان و از طرف غرب به کشور جمهوری اسلامی ایران و از شرق و جنوب به کشور پاکستان و از طرف شمال شرقی به ولایت سین کیانگ چین. افغانستان کشور کوهستانی و نسبتاً خشک است.

 

کل: ۵۵۲۹ کیلومتر

مرزهای مشترک:

ایران (غرب): ۹۳۶ کیلومتر

ترکمنستان (شمال): ۷۴۴ کیلومتر

ازبکستان (شمال): ۱۳۷ کیلومتر

تاجیکستان (شمال): ۱۲۰۶ کیلومتر

چین (شرق): ۷۶ کیلومتر

کشمیر (شمال شرق): ؟؟؟ کیلومتر

پاکستان (جنوب): ۲٬۴۳۰ کیلومتر

 

آب و هوا

 آب و هوای افغانستان متغیر و در بسیاریی از نقاط زمستان بسیار سرد و طولانی (حدود شش ماه)و در برخی نقاط تابستان خیلی گرم و سوزان می‏باشد. اما در عین حال جلگه‏ها و دره‏های فراوان دارای خاک و آب‏ و هوای مساعد، نيز در آن نهفته است که برای کشاورزی و دامداری بسیار مناسب می‏باشند. حدود 01/0 خاک كشور را جنگل‏ها پوشانده است

میزان بارندگی در افغانستان کم است و مهمترین رودهای آن عبارتند از: آمودریا، رود کابل، هریرود، رود هلمند و رود مرغاب و طویل‏تری رودهایش، آمودریا (2620کیلومتر)، هیرمند (1400کیلومتر)، هریرود(1230 کیلومتر) اکثر این رودخانه‏ها ناشی از برف‏های زیادی است که در زمستان در نقاط مرتفع‏ می‏بارد و در بهار و تابستان به تدریج آب می‏شود.

 

نام درياهاي افغانستان :      

 

دريای آمو ( جيحون ) : از کوههای پامیر سرچشمه گرفته و حدود 1126 کیلومتر از آن در قسمت مرزهای شمالی کشور با  تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان می باشد و قسمت هایی از آن قابل کشتیرانی است در سواحل آن رودخانه شیرخان بندر و بندر حیرتان قرار گرفته، که کالاهای صادراتی یا وارداتی افغانستان به ممالک آسیای میانه از این طریق مبادله می شود.جیحون دارای آبشارهای متعدد است و برای تولید نیروهای هیدرولیک قابل استفاده است

           

دريای هريرود :  از کوه بابا در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از هرات می گذرد و در شمال غربی کشور اندکی از مرز مشترک ایران و افغانستان را تشکیل داده سرانجام در ریگزارهای ترکمنستان فرو می رود. 1230 کیلومتر طول داشته و دارای آبشارهای متعدد است و برای تولید نیروی برق مناسب است.

 

دريای کابل : از کوههای شرقی سرچشمه گرفته  از وسط دو شهر مهم «کابل» و «جلال آباد» عبور کرده وارد خاک پاکستان می شود و به رود «سند» می ریزد. 

 

دريای هلمند ( هيرمند ) : از کوههای یغمان در غرب کابل سرچشمه گرفته و 1400 کیلومتر طول دارد و در جنوب غربی افغانستان قسمت کمی از مرز مشترک ایران و افغانستان را تشکیل می دهد و مهمترین منبع تامین آب دریاچه های سیستان و بلوچستان و اراضی زراعی شمالی آن است.

                                   

دريای لوگر در لوگر         

دريای پنجشير در پنجشير   

دريای اليشينگ در والينگار نورستان

رود کنر در کنر   

دريای مرغاب در شمال غرب افغانستان

دريای ارغندلب در غزنی               

دريای خاش در غرب کشور

فراه رود در فراه  

رود ادرسکن در شندی       

دريای غزنی در غزنی       

 

جهيل های افغانستان:

هامون هلمند در جنوب غرب افغانستان                       

هامون پوزک در جنوب غرب افغانستان         

هامون صابری در جنوب غرب افغانستان       

بند امير در باميان             

جهيل زرکول در شمال شرق افغانستان          

جهيل چقمقتين در شمال شرق افغانستان          

جهيل شيوا در شمال شرق افغانستان  

 

ارتفاع

 

کشور افغانستان از معدود کشورهایی است که محصور در کوهستان‌ها و خشکی‌ها است. مناطق مختلف این کشور اغلب پوشیده از کوه‌است اما در جنوب و جنوب شرقی مناطق پستی نیز وجود دارد. مرتفع‏ترین و معروف‏ترین رشته کوه‏های آن عبارت‏اند از: هندوکش، بابا، سلیمان، سفید کوه و سیاه کوه. مرتفع‏ترین قله کوه‏های آن، «نوشاخ» با ارتفاع 7485 متر در رشته کوه هندوکش شرقی می‏باشد

كوهاي مشهور افغانستان :

کوه چگائی

کوه سليمان

تور غر (سياه کوه) 3982 متر

گل کوه

سياه کوه

فيروز کوه يا سفيد کوه

سلسله کوه تير بند ترکستان

کوه بابا 5413 متر

سلسله کوه خواجع محمد

هندوکش 6298 متر

کوه پامير 6281 متر

کوه واخان

سفید کوه 4755 متر

شاه مقصود 2773 متر

بالا کوه 3872 متر

هزار جات 4101 متر

دوشاخ 2110 متر

یاه بند (2560 متر

 

بلندترین نقطه: قله نوشاک (Nowshâk) به ارتفاع ۷٬۴۸۵ متر از سطح دریا.

پایین ترین نقطه: رود آمودریا (Amu Darya) به ارتفاع ۲۵۸ متر از سطح دریا.

 

دشت ها:

 

دشتهاي افغانستان عموماً در شمال و شرق هستند.از جمله : 1- دشت برنگ 2-د پشت رود 3- گرمسیر 4- ریگستان 5- سیاه سنگ 6- دشت مرغو (مارگو) 7- دشت خلش 8- دشت همدم آب 9- هجده  نهر 10- دشت نمدی.

 

 

منابع طبیعی

از منابع طبیعی آن می‌توان به گاز طبیعی ، نفت ، زغال سنگ ، مس ، کرومیت ، طلق (talc) (نوعی کانی شفاف به رنگ‌های سفید و سبز و خاکستری) ، سولفات باریم ، گوگرد ، سرب ، روی ، سنگ آهن ، نمک طعام و سنگ‌های قیمتی (گوهر) ، اورانیوم و .... اشاره کرد.

 

محیط زیست

شاید مهمترین مشکل زیست محیطی افغانستان خط انقراض حیواناتی چون پلنگ ، سمور، غزال‌های وحشی ، قوچ و ... باشد .این حیوانات بیشتر برای استفاده از پوست شان کشته میشوند. از شاخص ترین محدودیت‌های زیست محیطی این کشور می‌توان به محدویت در دسترسی به منابع آب (مصرف کشاورزی و آشامیدنی)، چرای بیش از حد دام ، آلودگی هوا و آب ، عدم دسترسی به آب‌های آزاد و ... اشاره کرد. تقریبا در افغانستان سیستم چگونگی دفع زباله به روش مدرن وجود ندارد.

 

جغرافیای انسانی

طبق آمار سال ۲۰۰۵ دارای ۳۵ ولایت است. پرجمعیت ترین شهرهای افغانستان به ترتیب کابل ، قندهار ، مزار شریف، جلال آباد و ... هستند. . روابط خویشاوندی و خانوادگی در میان مردم افغانستان بسیار نزدیک وصمیمانه‌است [نیاز به ذکر منبع] که نشانه عواطف و احساسات عمیق خانوادگی است. هنوز در این کشور مسائل حاد میان مردم توسط ریش‌سفیدان و بزرگان حل و فصل می‌شود.

 

تقسیمات کشوری

تقسیمات اداری از سال (1773) به بعد درست از زمانی که تیمور شاه کابل را پایتخت خود قرار داد. آن «شهر» همیشه مرکز پادشاهی افغانستان بوده است. شاهزادگان ولایت را کم و بیش خودمختاری داده بودند. مهم‏ترین ولایات تحت کنترل شاهزادگان و امیران، کابل، قندهار، هرات، ترکستان افغانستان، قطغن و بدخشان بودند. امیر عبدالرحمن خان 1901ـ1880 که از سوی بریتانیا به عنوان امیر کابل و حواشی آن به رسمیت شناخته شد دامنه قلمرو سلطنتی‏اش را به ولایات هرات، ترکستان افغانستان، هزاره‏جات، نورستان و بدخشان گسترش داده بود. در زمان نادرشاه «33ـ1921» افغانستان به پنج ایالت اصلی و یا عمده و چهار ایالت فرعی تقسیم گردید. بعد از حکومت مشروطه و تصویب قانون اساسی در سال 1964 افغانستان به 26 ولایت تقسیم شده که هر کدام به دلیل اهمیت و چگونگی انکشاف آن به گروه‏های یک، دو و سه تقسیم گردیده بودند. کابل، غزنی، گردیز، جلال‏آباد، مزار شریف، هرات و قندهار جزء مراکز درجه یک ولایات در تقسیمات کشوری قرار گرفتند. هر کدام از این ولایات به وسیله فرمانداری «والی»، اداره می‏شد که در برابر وزارت داخله در کابل مسئولیت داشتند. مضافاً این که نماینده‏هایی در هر ولایت وجود داشت که روند اجرایی کار را مستقیماً به کابل گذارش می‏دادند. هر ولایتی دارای چندین «ولسوالی» بود که به وسیله مسئولی به نام «ولسوال» اداره می‏شدند و ولسوالی‏ها در برابر «والی» مسئولیت داشته و می‏بایست گزارش کار را به آنها می‏دادند، البته هر ولسوال امکان داشت چندین علاقه‏داری را نیز اداره کند. علاقه‏داری‏ها در روستاهای مهم مستقر و در قبال ولسوالی‏ها مسئولیت مستقیم داشتند، علاقه‏داری‏ها به تناسب جمعیت آنان به چهار گروه تقسیم می‏شدند. در سال 1970 افغانستان به 26 ولایت شش ولسوالی بزرگ «لوی ولسوالی» 175 ولسوالی و 118 علاقه‏داری تقسیم شده بودند؛ در حال حاضر افغانستان دارای 34 ولایت می باشد . واحدهای کوچک روستایی به وسیله رئیس روستا که معروف به «قریه‏دار» ملک، و ارباب بود اداره می‏شد. آنها نقش رابط را بین روستا و رئیس بخش «علاقه‏دار» داشتند. اما شهرها به نواحی مختلف تقسیم می‏شدند.

 

۳۴ ولایت افغانستان

ولایت ارزگان Uruzgan به مرکز«ترین کوت» مساحت 295.29 کیلومتر مربع، جمعیت 29/295 کیلومتر مربع، جمعیت 465000 نفر)

ولایت بادغیس Badghis به مرکزیت «قلعه نو» (مساحت 21/858 و 21 کیلومتر مربع جمعیت 224000 نفر)

ولایت بامیان Bamianبه مرکزیت «بامیان» (مساحت 17/414 کیلومتر مربع جمعیت 281000 نفر)

ولایت بدخشان Badakhashan  به مرکزیت »فیض آباد» (مساحت 47/403 کیلومتر مربع، جمعیت 521000 نفر)

ولایت بغلان Baghlan به مرکزیت «بغلان » (مساحت 17/109 کیلومتر مربع، جمعیت 517000 نفر)

ولایت بلخ Balkh به مرکزیت «مزار شریف» (مساحت 12/593 کیلومترمربع جمعیت 610000 نفر)

ولایت پروان Paruan به مرکزیت «چاریکار» (مساحت 9/399 کیلومتر مربع ، جمعیت 528000 نفر)  

ولایت پکتیا Paktia به مرکزیت «گردیز» (مساحت 9/581 کیلومتر مربع، جمعیت 506000 نفر)

ولایت پکتیکا PaktiKa به مرکزیت «شرنه» (مساحت 19/336  کیلومتر مربع، جمعیت 256000 نفر)

ولایت پنجشیر

ولایت تخار Takhar به مرکزیت «تالقان» (مساحت 12/376 کیلومتر مربع جمعیت 544000 نفر)

ولایت جوزجان Jowzjan  به مرکزیت «شبرغان» (مساحت 25/553 کیلومتر مر بع، جمعیت 616000 نفر)

ولایت خوست

ولایت دایکندی

ولایت زابل Zabol به مرکزیت «قلات» (کلات) (مساحت 17/293 کیلومتر مربع جمعیت 1888000 نفر)

ولایت سر پل

ولایت سمنگان Samangan  به مرکزیت «آیبک» (سمنگان) (مساحت 15/565 کیلومتر مربع، جمعیت 274000 نفر)

ولایت غزنی Ghazni به مرکزیت «غزنی» (مساحت 23/378 کیلومتر مربع، جمعیت 676000 نفر)

ولایت غور Ghowr  به مرکزیت «چخچران» (مساحت 38/666 کیلومتر مربع، جمعیت 354000 نفر)

ولایت فاریاب Faryab   به مرکزیت «میمنه» مسساحت 22/279 کیلومتر مربع جمعیت 610000 نفر)

ولایت فراه Farah  به مرکزیت «فراه» (مساحت 47/788 کیلومتر مربع، جمعیت 245000نفر)           

ولایت قندهار Qandahar  به مرکزیت «قندهار» (مساحت 47/675 کیلومتر مربع جمعیت 598000 نفر)

ولایت کابل kabul  به مرکزیت «کابل» (مساحت 4558 کیلومتر مربع، جمعیت 1/518000نفر)

ولایت کاپیسا kapisa  به مرکزیت «محمودراقی» (مساحت 1/871 کیلومت مربع جمعیت 262000 نفر)

ولایت قندوز Qanduz  به مرکزیت «قندوز» (کندز) (مساحت 7/827 کیلومتر مربع،جمعیت 583000 نفر)

ولایت کنر Konarha  به مرکزیت «اسد آباد» (مساحت 10/479 کیلومتر مربع، جمعیت 262000 نفر)

ولایت لغمان Loghman  به مرکزیت مهترلام (مساحت 7210کیلومتر مربع جمعیت 325000 نفر)

ولایت لوگر Lowgar  به مرکزیت «برهکی» (مساحت 4652 کیلومتر مربع، جمعیت 226000 نفر)     

ولایت ننگرهار Nangarhar   به مرکزیت «جلال آباد» (مساحت 7616 کیلومتر مربع جمعیت 7820000 نفر)

ولایت نورستان

ولایت نیمروز Nimruz    به مرکزیت «زرنج» (مساحت 41/356 کیلومتر مربع، جمعیت 108000نفر)

ولایت وردک Vardak   به مرکزیت »میدان شهر« (مساحت 9023 کیلومتر مربع، جمعیت 301000 نفر)

ولایت هرات Harat به مرکزیت «هرات» (مساحت 61/315 کیلومتر مربع، جمعیت 808000 نفر)

ولایت هلمند Helmand به مرکزیت «لشگرگاه» (مساحت 61/829 کیلومتر مربع، جمعیت 542000 نفر)

 

 

خطرات طبیعی

از بلایای طبیعی معمول این کشور می‌توان به زلزله‌های متوالی در میان کوه‌های هندوکش و سیل و خشکسالی اشاره کرد.

 

جمعیت

جمعیت افغانستان حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد می‌شود. براساس سرشماری مقدماتی کمیته ملی احصائیه کشور، جمعیت افغانستان در سال ۱۳۸۵، ۲۴ میلیون نفر است. گفته می‌شود از این تعداد ۱۲٬۳۰۰ میلیون مرد و ۱۱٬۸۰۰ میلیون نفرشان زن هستند،. مرحله اصلی نفوس شماری افغانستان در ماه سنبله ۱۳۸۷ صورت خواهد گرفت.این آمار شامل میلیون‌ها مهاجر افغانی مقیم ایران، پاکستان و کشورهای دیگر نمی‌باشد. سازمان ملل پیش از این جمعیت افغانستان را ۲۹ میلیون نفر برآورد کرده بود.

تراکم جمعیت: 7/31 نفر در کیلومتر مربع

 ساکنین شهرها: 15%

 

وضعیت سنی

آمار زیر به صورت تقریبی می‌باشند.

۰ تا ۱۴ سال: ۴۴٫۶٪ / مرد ۷۰۹۵۱۱۷/ زنان ۶۷۶۳۷۵۹

۱۵ تا ۶۴ سال: ۵۳٪ / مرد ۸۴۳۶۷۱۶ /زنان ۸۰۰۸۴۶۳

۶۵ به بالا: ۲٫۴٪ / مرد ۳۶۶۶۴۲ / زنان ۳۸۶۳۰۰

 

متوسط سن

مردان 9/39 و زنان 7/40

 

 نرخ رشد جمعیت

۲٫۶۷

 

میزان تولد

 2/49 در هزار

 

میزان مرگ

 8/23 در هزار

 

میزان مرگ کودکان

 182 نفر در هر نوزاد

 

ترکیب جمعیت

40% پشتون
30% تاجیک
20% هزاره
5% ازبک
5% متفرقه

 

 پرجمعیت‏ترین‏ شهرها

 1ـ کابل 345/36% نفر؛ 2ـ قندهار 191345 نفر؛ 3ـ هرات 150497 نفر؛ 4ـ مزار شریف 110367 نفر؛ 5ـ جلال آباد 57824 نفر؛ 6ـ کندوز 57112 نفر؛ 7ـ بغلان 41240 نفر؛

 ولی بسیاری از این قضاوت‏ها و ارقام نه درست و دقیق‏اند

 

گروه‌های قومی و نژادی

در سال 1986 «آوریوال» فهرستی از گروه‏های قومی در افغانستان را به شرح زیر یادداشت نموده است:

  پشتو

هزاره

ازبک

تاجيك

ترکمن

 شادی باز

 گوارباتی 

 طاهری

عرب

 قزلباش

 جوگی

 تایمنی

 براهوایی

 گوجار

تیرابی

 سیگ

موری

مغول

مونجانی

شیخ محمدی

 زوری

 قرقیز

اشکاشمی

شیغنانی

 یهودی

جت

 قپچاق

سنگلیچی

قارلیق

تیموری

پیکراغ

روشانی

 فارسی

 فیروز کوهی

میش مست

قزاق

واخی

جمشیدی

غوربت

پاراچی

نورستانی

 ایماق

ملیکی

وانگ والا

ارموری

 بلوچ

 جلالی

 تاتار

 کوتانا

هندو

 

دین‌ها و مذاهب

دین 98 فیصد مردم افغانستان اسلام است. از این میان قریب به 70 درصد اهل تسنن هستند که اکثریت بر مذهب حنفی می‏باشند و بیش از 25 درصد نیز شیعه اثنی عشری‏اند. اکثریت شیعه‏ها را قوم هزاره تشکیل می‏دهند که در مناطق مرکزی افغانستان سکونت دارند و مرکز آنان شهر تاریخی بارسان (بامیان) است. تشیع همچنین در بین قزلباش‏ها‏، ترکمن‏ها، تاجیک‏ها و حتی پشتون‏ها پیروانی دارد. اقلیت‏های کوچکی نیز بر مذهب اسماعیلی هستند، رهبر فعلی فرقه اسماعیلیه حاج سید منصور (نادری) است. بیش از 20 هزار نفر هندو و ازبک در کابل، قندهار و مزار شریف و هرات و خوست سکونت دارند. حدود 150 خانوار کلیمی در کابل و قندهار و هرات وجود داشته‏اند که تدریجاً افغانستان را ترک گفته‏اند ... اقلیت‏های دیگری نیز وجود دارند که تعدادشان چندان نیست. طبق قانون اساسی رژیم سطلنتی (در زمان ظاهرشاه)، پادشاه باید حنفی مذهب باشد. از ابتدای تشکیل حکومت تا امروز، دستگاه حکومت سنی مذهب بوده است. در اواسط دهه هفتاد در افغانستان پانزده هزار باب مسجد وجود داشت... مساجد افغانستان معماری ساده دارند. در داخل مساجد هیچ گونه تصاویر و شمایل و یا علایم دیگری که حضور قلب و تمرکز حواس نمازگزاران را از بین ببرد، وجود ندارد، در میان حنفی‏ها روحانیون مولوی نامیده می‏شوند. روحانیون هم در بین شیعیان و هم اهل تسنن، نفوذ زیادی در جامعه دارند. روحانیون از روزگاران گذشته نقش مهمی در آموزش افغانستان داشته‏اند، مردم عموماً در پای منبر وعظ آنها حاضر شده و با دقت به حرف‏های آنها گوش می‏دهند

 

زبان‌ها

پژوهش‏گران وجود بیش از 30 زبان را در کشور برشمرده‏اند که ما در اینجا تعدادی از آنها را با مناطق جغرافیایی عمومی افغانستان با اندکی تلخیص نقل می‏کنیم:

زبان پشتو

 زبان پشتو در مناطق جنوب، شرق و جنوب غرب و برخی از مناطق دیگر مورد گفتگو است. بیشتر این زبان‏ دارای لهجه‏ های فراوان است که معروف‏ترین آنها دو لهجه شمالی و غربی (قندهاری)می‏باشد. الف ـ لهجه غربی(قندهاری): از اتک شروع شده به غرب رود سند یعنی، دیره اسماعیل خان، بنو، توری، وزیرستان، کویته، شیندند، قندهاری، زمین‏داور، فراه، جوین، سبزوار، اوبه و بعضی از جاهای دیگر به این لهجه مکالمه می‏نمایند؛ زبان دری

 این زبان از جمله قدیمی‏ترین زبان‏های کشور بوده، عده زیادی نفوس افغانستان با لهجه های مختلف این زبان آشنای داشته و به فصاحت و بلاغت سخن می‏رانند. لهجه‏های مختلف این زبان عبارت از لهجه غربی، لهجه شمال شرقی، (بدخشان، کاپیسا و پروان) و لهجه اهالی مرکز و اطراف کابل، لهجه مناطق مرکزی (منطقه هزاره نشین که بعضی از لغات مغولی در آن حفظ گردیده است.) مناطقی که به زبان دری محاوره می‏نمایند، اکثر نفوس مردم غرب کشور، هزاره‏جات، بدخشان، ولایت کاپیسا، پروان، کابل، لغمان، نیمروز، بلخ، تخار، قندوز و قسمتی از مردم بلوچستان و چترال را تشکیل می‏دهند؛

 بلوچی

 این زبان‏ از بلوچستان تا کراچی، مروج است و در ساحه خاک افغانی در هلمند، حوالی گودزره، هامون صابری، حواشی سر حد غربی کشور و بلوچستان سخن می‏رانند

 ازبکی

 در ولایت شمال کشور عمومیت دارد

 ترکمنی

 در شمال و شمال غرب کشور تا ولایت هرات

 پراچی

 در یکی از دره‏های نجراب: متصل به آلرسای تگاب

منجی

 در منجان بدخشان

واخی

 در واخان

سریگی

 در حاشیه شمال واخان

سنگلیچی

 در شمال منجان و جنوب زیباک بدخشان

زیباکی

 در زیباک بدخشان

 اشکاشمی

 در اشکاشم بدخشان

شغنی

 در اشکاشم و شغنان افغانی و شوروی

روشانی و وارشری

 در حاشیه غربی بدخشان به جوار رود پنج...

که ته

در نورستان شرقی، مرکزی و غربی

وایگلی

 در نورستان مرکزی

انبکویی

 در نورستان مرکزی و غربی

پارونی

 در نورستان مرکزی

 پشه‏ای

 در جنوب نورستان مرکزی، غربی بحوالی لغمان، دره‏های تگاب، نجراب و کوهستان، کاپیسا و لغمان

گورتبی

در حاشیه شرقی نورستان شرقی و ... .

 

بر اساس قانون اساسی افغانستان،زبانهای دری و پشتو زبان‌های رسمی دولت افغانستان میباشند و در مناطقی که گویشوران زبانی دیگر زیاد باشند آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی میشود.

اگر کسی یکی از دو زبان رسمی افغانستان را بداند میتوان گفت تقریبا در برقراری ارتباط در هیچ جای افغانستان مشکلی ندارد

 

سواد

تعریف فرد باسواد: فرد بالای ۱۵ سال که می‌تواند بخواند و بنویسد.

کل: ۳۶ درصد با سواد

مردها: ۵۱٪ درصد

زنها: ۲۱٪ درصد

 

 

پایتخت‌های افغانستان

۱-از سال ۱۷۴۷ تا ۱۷۷۵ قندهار

۲-از سال ۱۷۷۵ تا اکنون کابل

 

روز ملي:

 19 آگوست 1919

 

تاريخ عضويت در سازمان ملل:

 1946

 

 واحد پول:  

 افغاني (AFA) و هر صد هزار افغاني معادل يك لك مي باشد.

 

سال مالي:

 اول فروردين هر سال خورشيدي (21 مارچ)

 

زبان و خط

ماده شانزدهم قانون اساسی افغانستان زبانهای فارسی (در گویش رسمی و دولتی دری)و پشتو را زبانهای رسمی افغانستان اعلام می‌کند و چنین می‌گوید: "از جمله زبان‌های پشتو، دری ، ازبکی ، ترکمنی ، بلوچی و پشّه یی ، نورستانی ،پامیری و سایر زبان‌های رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت می‌باشند. در مناطقی که اکثریت مردم به یکی از زبان‌های ازبکی ، ترکمنی ، پشه یی ،نورستانی ، بلوچی و یا پامیری تکلم می‌نمایند، آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی می‌باشد و نحوه تطبیق آن توسط قانون تنظیم می‌گردد. دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرامهای موثر طرح و تطبیق می‌نماید. نشر مطبوعات و رسانه‌های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزادمی باشد."

 

مشاهیر فرهنگی

از چهره‌های فرهنگی که در گستره جغرافیایی افغانستان زاده شده‌اند می‌توان به مولانا جلال الدین بلخی،ابوعلی سینابلخی,رابعه بلخی, عبدالرحمن جامی, ناصر خسرو،سنایی غزنوی، خواجه عبدالله انصاری، ابوعبید عبدالرحمن محمد جوزجانی،حمیدی بلخی، حنظله بادغیسی، ظهیرالدین فاریابی واعظ کاشفی، کمال الدین بهزاد، عنصری بلخی، ابونصر فارابی،ابواسحاق فارابی، ابوشکور بلخی ، سید جمال الدین افغان, سید جمال الدین حسینی،خلیل الله خلیلی و عبدالرحمان مهمند یا رحمان بابااشاره کرد.

وازجمله مشاهیرعلوم اسلامی شیخ محمدکاظم هروی عروف به (آخند)است که کتاب بنام او کفایت الاصول ازمنابع مهم کتب اصولی است که درحوزه‌های علمیه تدریس می‌شود.

 

رادیو و تلویزیون

افغانستان دارای یک سازمان رسانه‌ای ملی به نام «رادیو تلویزیون ملی افغانستان» (RTA) میباشد.این سازمان دارای یک کانال تلویزیونی و یک کانال رادیویی میباشد. اگرچه RTA رسانه‌ای متعلق به دولت است اما طبق قوانین جدیدرسانه‌ای نه دولتی و نه خصوصی ، بلکه رسانه‌ای مردمی است که صرفا هزینه اش را دولت تامین میکند. اخیرا دوباره سعی بر این است که نشرات رادیو و تلویزیون ملی افغانستان ، بر اساس اصول ، روش و پالیسی حکومت کارکرد داشته باشد. علاوه بر RTA رادیو و تلویزیون‌های خصوصی دیگری در افغانستان وجود دارد که شامل نزدیک به ۱۰۰ شبکه رادیویی و حدود ۱۰ شبکه تلویزیونی میشود.[نیاز به ذکر منبع]

 

آموزش و پرورش

 

در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی جنگهای داخلی این کشور(دهه‌های ۹۰ میلادی)، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. در دورهٔ قدرت طالبان حتی دختران خانه‌نشین شده و اجازهٔ تحصیل از آنها گرفته شد. در این دوره، به جای درسهای علمی مانند شیمی و فیزیک در مدارس، بیشتر بر آموزشهای مذهبی تاکید می‌شد. اکنون برآورد می‌شود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از حمله امریک به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندک‌اندک رو به بهبودی می‌رود ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند.

 

نظام قانونی

نظام حکومتی افغانستان جمهوری اسلامی (متفاوت با پاکستان و ایران) است.براساس ساختار جدید در این کشور ، قوانین این کشور بر اساس تعالیم دین اسلام است. بر اساس قانون اساسی این کشور حکومت متبوع از قانون اساسی متعهد است یک کشور مترقی و کامیاب ، یک نظام مبتنی بر عدالت اجتماعی ، محفوظ نگه داشتن حقوق و کرامت انسانی مردم افغانستان ، تفهیم و نهادینه کردن یک کشور دموکراتیزه ، حفظ اتحاد ملی ، برابری و تساوی حقوق اقوام و قبایل گوناگون ساکن در کشور، به معرض وجود گذارد. براساس قانون اساسی این کشور متعهد به رعایت قوانین سازمان ملل و قوانین بین المللی در دفاع از حقوق بشر است. براساس قانون اساسی افغانستان ، یک جوان با ۱۸ سال سن تمام می‌تواند رای بدهد.

 

رئیس جمهور افغانستان: حامد کرزی

 

وزیر خارجه افغانستان: دادفر سپنتا

 

مجلس نمایندگان افغانستان (ولسی جرگه): ۲۴۹ نفر

 

مجلس سنا افغانستان (مشرانو جرگه): ۱۰۲ نفر

 

اقتصاد

افغانستان به لحاظ اقتصادی یکی از فقیرترین کشورهای جهان محسوب می‌شود که همه ناشی از نابسامانی‌های سیاسی است. اقتصاد افغانستان بعد از فروپاشی حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ رو به بهبودی نهاده‌است .نرخ آمار زیر خط فقر این کشور بسیار وحشتناک است ، به موجب این نرخ از هر صد افغانستانی ۵۵ نفر آنان زیر خط فقر هستند. از دیگر نرخ‌های نگران کننده این کشور فقیر نرخ ۴۳ درصدی بیکاری است. حدود ۸۱ درصد مردم این کشور کشاورز هستند و بقیه شامل ۱۱ درصد در صنعت (اغلب بافندگی) و۹ درصد در خدمات مشغول به کار هستند. به موجب آمار سال ۲۰۰۴ ، ۱۵ میلیون نفر در این کشور کارگر هستند. نرخ تورم در این کشور در سال ۲۰۰۵ ، ۱۶٫۳ و در سال ۲۰۰۶ بنا بر پیش بینی‌ها ۱۷ درصد است. عمده ترین محصولات صادراتی این کشور به سه کشور آمریکا(۲۵٫۴٪) ، پاکستان(۲۲٪) و هند(۱۹٫۵٪) است که حجم آن ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود. و عمده ترین شریکان صادر کننده محصولات به این کشور پاکستان (۲۳٫۷٪) ، آمریکا (۱۱٫۲٪) ، هند (India ۷٫۹٪) ، آلمان (۶٫۸٪) ، ترکمنستان (۴٫۹٪) ، روسیه (۴٫۵٪) ، کنیا (۴٫۳٪) و ترکیه (۴٫۲٪) می‌باشند که حجم آن به بیش از ۴ میلیارد دلار می‌رسد. بیشترین بدهی این کشور به کشور روسیه و نیز بانک بین المللی پول است که به بالغ بر ۸ میلیارد دلار می‌رسد. پس از سقوط طالبان بیش از ۶۰ کشور جهان قول کمک به این کشور را دادند که به فاصله ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ ، ۸٫۹ میلیارد دلار به این کشور کمک بلاعوض کنند. واحد پول آن افغانی نام دارد که از سال۲۰۰۰ به بعد ارزش‌ها به نسبت دلار رو به بهبودی دارد.سال مالی آن از اول فرودین (۲۱ مارس) تا ۲۹ اسفند (۲۰ مارس) است. عمده ترین محصول صادراتی این کشور مرفین یا تریاک است . از دیگر اقلام صادراتی این کشور می‌توان به جامه پشمی بومی این کشور و فرش‌های دستباف و پوست گاو و گوسفند و سمور و پلنگ و مار اشاره کرد.

 

راهها

افغانستان به لحاظ ارتباطی و وضعیت جاده‌ها و بزرگراه‌ها نسبت به گذشته رشد نموده‌است. به طور کلی ۴۵ فرودگاه در این کشور وجود دارد که بیشتر آن پس از سقوط طالبان به ضرورت عملیات نظامی ساخته شدند. نام هواپیمای بین المللی افغانستان آریانا است. سه فرودگاه بین المللی کابل و قندهار و بگرام از مهمترین میدان‌های هوایی (فرودگاه) این کشور است. افغانستان به دلیل عدم دسترسی به آب‌های آزاد فاقد بندر و کشتیرانی است و تنها رودخانه مرزی آمودریا از این قاعده مستثنا است که آن هم به سبب عدم توجه کافی هیچ بهره‌ای برای این کشور ندارد. در افغانستان راه آهن وجود ندارد .در کشور افغانستان بنا بر آمار سال ۲۰۰۴ حدود ۳۵ هزار کیلومتر جاده وجود دارد که تنها ۹ هزار کیلومتر آن سنگ فرش و آسفالت شده‌است. ۱۲۰۰ کیلومتر تنها مسیر رودخانه‌ای و آبی این کشور است که در محدوده آموردیا با سه کشور تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان واقع است. از بنادر نزدیک به این رودخانه می‌توان به شیرخان بندر و خیر آباد اشاره کرد. نزدیک ترین شهر مهم به این رودخانه مزار شریف است.

 

ارتباطات

رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل کوهستانی بودن این کشور بسیار کند صورت می‌گیرد که مستلزم توسعه کیفی در زمینه ماهواره‌است . در افغانستان بیش از ۵۰ هزار نفر صاحب تلفن هستند و جالب تر آن که ۱۲ برابر آن در این کشور صاحب تلفن همراه هستند.در این کشور بیش از ۳۰ هزار نفر کاربر اینترنت هستند.

 

رابطه با همسایه ها

 

رابطه با ایران

به سبب ارتباطات ریشه دار فرهنگی ، ایران نقش مهمی در سیاست خارجی افغانستان دارد علاوه بر این ایران یکی از بزرگترین طرف‌های تجاری افغانستان است.بعد از سقوط حکومت طالبان و روی کار آمدن نظام سیاسی جدید در افغانستان روابط تجاری افغانستان و ایران افزایش چشمگیری داشت البته این روابط تا کنون بیشتر صادرات ایران به افغانستان میباشد.ایران و افغانستان در ضمینه مبارزه با مواد مخدر و بازسازی شبکه حمل و نقل افغانستان همکاری دارند.

افغانستان و ایران در سالهای اخیر که مشکل کمبود باران وجود دارد بر سر تقسیم آب رودخانه هیرمند در منطقهٔ سیستان اختلاف نظر دارند .اگرچه هردو بر توافقنامهٔ امضا شده توسط امیر عباس هویدا و محمد موسی شفیق (صدراعظم‌های وقت هر دو کشور) در مورد تقسیم حق آبه هیرمند تاکید دارند.

 

رابطه با پاکستان

افغانستان از دیرباز با پاکستان بر سر خط دیورند مشکل مرزی دارد.

 

روابط فرامنطقه‌ای

حکومت فعلی افغانستان جز با اسرائیل با تمام کشورهای دنیا دارای روابط نسبتا خوبی دارد.دولت افغانستان اعلام داشته که در صورت تشکیل کشور کاملا مستقل فلسطین روابط کامل خود را با اسرائیل برقرار خواهد کرد.

 

عضويت درسازمانهاي بين المللي :

 

   جمهوري‌ اسلامي‌ افغانستان‌ علاوه‌ بر سازمان‌ ملل‌ متحد  (UN)  در بانك‌ توسعه‌ آسيا  (ADB) ، طرح‌ كلمبو  (CP)  ، سازمان‌ همكاريهاي‌ اقتصادي‌  (ECO ) ، كميسيون‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ سازمان‌ ملل‌ براي‌ آسيا و اقيانوسيه‌  (ESCAP ) ، سازمان‌ خواروبار و كشاورزي‌ ملل‌ متحد  (FAO) ، گروه  (G-77) ، آژانس‌ بين‌المللي‌ انرژي‌ اتمي‌  (IAEA ) ، بانك‌ بين‌المللي‌ ترميم‌ و توسعه‌ (IBRD)  ، سازمان‌ بين‌المللي‌ هواپيمايي‌ كشوري‌(ICAO) ، جامعه‌ بين‌المللي‌ توسعه‌(IDA) ، بانك‌ توسعه‌ اسلامي‌ (IDB)، صندوق‌ بين‌المللي‌ توسعه‌ كشاورزي‌(IFAD) ، سازمان‌ بين‌المللي‌ كار  (ILO) ، صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌  (IMF) ، سازمان‌ بين‌المللي‌ ارتباطات‌ دورماهواره‌اي‌(INTELSAT) ، سازمان‌ بين‌المللي‌ مهاجرت‌(IOM) ، اتحاديه‌ بين‌المللي‌ ارتباطات‌ دور  (ITU) ، جنبش‌ عدم‌ تعهد  (NAM) ، سازمان‌ كنفرانس‌ اسلامي‌(OIC) ، سازمان‌ منع‌ سلاحهاي‌ شيميايي‌ (OPCW)  ، كميسيون‌ تجارت‌ و توسعه‌ سازمان‌ ملل‌ متحد  UNCTAD)) ، سازمان‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ ملل‌ متحد (UNESCO) ، سازمان‌ توسعه‌ صنعتي‌ ملل‌ متحد  (UNIDO) ، اتحاديه‌ جهاني‌ پست‌(UPU) ، فدراسيون‌ جهاني‌ اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌  WFTU))  و سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌(WHO)  عضويت‌ دارد.

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ::

افغانستان بذرهای امید

سلام دوستان به وبلاگ اين حقير خوش آمديد سعي دارم اندك اطلاعات در مورد افغانستان براي آشنا ساختن جوانان و نوجوانان مهاجر به اشتراك بگذارم در ضمن نظر سازنده شما ما را ياري ميكند تا اين وبلاگ بهتر و بهتر شود

 

تقدير از روح الله نیکپا در پارلمان

تقدير از روح الله نیکپا يكي از محور هاي اصلي بحث در جلسه پارلمان بود.
در جلسه رییس پارلمان از پیروزی روح الله نیکپا قهرمان بازی های المپیک یاد آوری نمود و پیروزی وی را برای خودش، خانواده، جوانان و ملت افغانستان تبریک گفته : اظهار داشت که این نخستین باری است که افغانستان با وجود داشتن محدویت ها و مشکلات فراوان دستآورد بزرگی را در سطح جهان نصیب گردیده است.
سپس روح الله نیکپا ضمن سپاس گذاری از ملت افغانستان در تقدیر وتمجید وی، گفت : من یقین دارم که هرگاه زمینه های خوبتری برای ورزشکاران افغان مساعد گردد، جوانان و ورزشکاران افغانستان افتخارات بزرگتری را برای کشور و مردمشان به ارمغان میارورند.
بعداً محترم محمد یونس قانونی تقدیر نامه ی مقام ریاست پارلمان را به روح الله نیکپا اهدا نمود و از خداوند متعال موفقیت های مزید درعرصه ورزشی برای موصوف استدعا نمود.

 

نشان عالی دولتی غازی امیرامان الله خان به روح الله نیکپا تفویض شد

محترم حامدکرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان نشان عالی دولتی غازی امیرامان الله خان را به روح الله نیکپا عضو تيم ملی تکواندوی کشور که در مسابقات المپیک جهانی کشور چین با اخذ مدال برونز، مقام سوم را بدست اورد، تفویض نمود.
در محفلیکه به همین مناسبت در قصر گلخانه ریاست جمهوری برگزار شده بود، صادق مدبر معاون اداره امور فرمان رئیس جمهور را مبنی بر تفویض نشان عالی دولتی غازی امیر امان الله خان به روح الله نیکپا عضو تیم ملی تکواندوي کشور تفویض نشان غازی محمد اکبر خان را به مین سین هاگ اموزگار کوریایی و انعام مبلغ دوصد هزار افغانی را به هركدام دوشیزه روبینا مقیم یار مسعود عزیزی و نثار احمد بهاوی که در مسابقات المپیک جهانی اشتراک نموده بودند، به خوانش گرفت.
دراین فرمان از پیروزی روح الله نیکپا برحریفان اسپانیایی، المانی و انگلیسی کسب مدال برونز تقدیر گردیده و این پیروزی برای افغانستان، افتخار تاریخی خوانده شده است.
در مراسم تفویض مدال، درحالیکه کای ایده نماینده خاص سرمنشی ملل متحد برای افغانستان، محمد کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری، داکتر رنگین دادفر اسپنتا وزیر امور خارجه ، داکتر اشرف غنی احمدزی سابق وزیر مالیه و محمد انور جگدلک رئیس کمیته ملی المپیک حاضر بودند، محترم حامدکرزی رئیس جمهور کشور مدال های یاد شده را به سینه های روح الله نیکپا و مین سین هاک ترینر کوریایی وی تعلیق نمود و نیز دوصد هزار افغانی را به هركدام روبینا مقیم یار، مسعود عزیزی و نثاراحمد بهاوی به طور تحفه توزیع نمود.
حامدکرزی رئیس جمهور کشور پیروزی روح الله نیکپا و کوشش ترینر کوریایی وی را در بدست اوردن این مدال، تقدیر نموده، اظهار امیدواری کرد که ورزشکاران کشور دراینده پیروزی های بیشتری، بدست اورند.
محرتم حامدکرزی همچنان در زمینه مرگ رحمت ولی یکتن از ورزشکاران کشور که چندی قبل بر اثر عملیات نیروهای ائتلاف زندگی خود را ازدست داد، تاثر خود را ابراز نمود.
حامدکرزی رئیس جمهور کشور، برای خانواده رحمت ولی مراتب تاثر و تاسف خود را ابراز نموده گفت که عوامل مرگ وی را بررسی میکند.

 

 

افغانستان !شادیهایت پایدار باد!

پیروزی افتخار افرین روح الله نیکپا جوان متواضع ومتین وطن، بدون شک یکی از نعمات پربار والطاف مبارک خداوندی ولبخند زیبای سر نوشت بود که در حساسترین شرایط تاریخی ملت ما یعنی زمانیکه مردم مصیبت دیده وجنگزده افغانستان به یک فضایی غییراز هوای دودی ودویت وبجز از رنج ونا امیدی بدان نیاز مبرم داشت نصیبش گردید وبرایش هدیه شد.
پیروزی نیکپا و اشکهای شوق الود او که در میدان پیکارهای جهانی برای مردمش هدیه نمود، بسان باران رحمت و رعد بیدار گر بود که مستانه بر کوهای اتش نفاق و نا امیدی ملی ما بصدا در امده وباریدن گرفت چنانکه دلهای ما را سبز وشکوفان وبه همدیگر مان مهربان ساخت.
اخلاص وتوانمندی بازوان روح الله در اوردگاه مبارزات جهانی چنان تکان دهنده اما لطیف و سازنده بود که رقیبان را به حسرت وعقده مندی وملت افغانستان را به شادی ولبخند، همدلی وهمگرایی بینظیرتاریخی واداشت!
بدین خاطر باور این قلم اینست که: اگر بخش از این پیروزی زاده نیرو مندی جسمی و هنر مندی رزمی روح الله است، بدون تردید قسمت بزرگ این پیروزی قطعا به خاطر قلب پاک ودل وحدت طلبانه، دلسوزی -صداقت ملی وارمان صلح خواهانه او برای ملتش می باشد.
اگر چنین نمی بود مردم افغانستان از شرق تا غرب از شمال تا جنوب اینگونه خود جوش وعاشقانه به استقبال وتجلیل از او نمی شتافتند مردمی که در تاریخ زندگی شان به جهان گیران وزور مندان وستم واستبداد سر تسلیم فرود نیاورده اند چگونه به یک جوان متین وارام بی طمع و خاکی اینچنین استقبال وتجلیل نمایند؟
بنظر راز این محبوبیت سحر انگیز را باید در چشمان جستجو نمود که سخت نگران اینده کشور ومردم خود بوده و ارزوی صلح وثبات کشورسعدات وسر فرازی مردمش دران برق می زند ودلیل بسیج عمومی مردم برای استقبال از او را باید در چهره مردانه اما موقر روح الله باید دقت نمود سیمای که سیادت وعزت خواهی افغانستان دران متبلور گردیده است.
اگر روح الله انتخاب سر نوشت برای احیایی دوستی وهمگرایی ملی ونشان طنین نام افغانستان در جهان نبود بدون تردید اینگونه باعث گرمجوشی وامید واری ملی وباعث افتخار یک کشور بزرگ سی میلیونی نمی گردید.
بهر حال انگونه که کار روح الله در تاریخ وطن وصفحه جدید زندگی ما یک افتخار ارجناک است شور وهیجان قلبی ملت افغانستان در استقبال از او نیز یک استثنأ تاریخی می باشد استثنایی که فقط وفقط با دست ودل واشارت ونگاه قهر مانان مثل رو ح الله و جوانان مانند او در میان مردم قابل تکرار خواهد بود.
اما انچه که بعد از این مرحله مهم است حفط این جایگاه شامخ جهانی ما است.
جایگاه که با صلابت نام افغانستان، ایمان راسخ وهنر پر ثمر فرزند رشید ش روح الله نیکپا به دست امده است.
همچنین حفظ وبومی نمودن همگرایی وهمدلی ملی در میان شهروندان کشور ما می باشد و ملت افغانستان باید از این رویداد تاریخی ومبارک درس وعبرت سازنده بیا موزند که: همگرایی وحدت وهمنوایی ملی چقدر لذت بخش وشادی اور است !
لذا همگرایی ملی، حفظ وتعمیق بخشیدن ان مفاهم نجات بخش ارزشی ان را دارد که با گزشت وتعدیل در خواستهای صنفی یا قومی وحزبی بهای انرا بپردازیم وبرای ماندگار ساختن شادیهای ملی مان از هیچ تلاش فرو گزار نگردیم واین شادیها و پیروزها باز هم در سایه همگرایی، سعه صدر، گذشت وهمپذیری ملی میسر است وبس وما به نوبت خود شادیهای ماندگار ولبخندههای همیشگی برای کوک وجوان، زن ومرد افغانستان ارزو می نمایم ودعا می کنیم که: افغانستان شادیهایت پایدار باد!

 

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ::

افغانستان در المپیک پکن

افغانستان در المپيك پكن

کاروان ورزشی افغانستان متشکل از پنج ورزشکار، سه مربی و يک مقام رسمی يکی از کم تعدادترين کاروانهای ورزشی بودند که در المپيک حضور داشتند.
افغانستان پس از محروميتش در 1999 دوباره در اين بازيها شرکت می کند. بخشی از اين محروميت بدليل ممنوعيت ورزش زنان از سوی طالبان، اعمال شده بود.اما بعد از تشکیل دولت فعلی برای نخستين بار از افغانستان دو ورزشکار زن در بازيهای المپيک شرکت کرده اند.
ورزشکاران حاضر
روح الله نيكپا در رشته تكواندو در وزن 58 كيلو
بشير احمد در رشته کشتی،
بشرمل سلطانی در رشته بوکس
مسعود عزيزی در رشته دو و ميدانی
نثاراحمد بهاوی دارنده عنوان نایب قهرمانی جهان در بازيها حضور دارند که در روزهای آتی به رقابت خواهند پرداخت
و دو ورزشکار زن
روبينا مقيم يار در رشته دوی سرعت 100 متر و
فريبا رضائی در رشته جودو
حضور اين دو ورزشکار زن در ميان کاروان ورزش افغانستان بازتاب گسترده ای در ميان رسانه های جهان در برداشت.
نخستين مسابقه ورزشکاران افغان در رقابتهای جودو انجام گرفت. فريبا رضائی جودوکار 18 ساله افغان در دور سی ام مقابل سيسليا بلانکو از اسپانيا قرار گرفت و توانست 45 ثانيه مقاومت کند و با امتياز ايپون(ضربه فنی) شکست خورد و از دور رقابتها حذف شد.رضائی پس از مسابقه گفت: همه دنيا می دانند که ما به اندازه ورزشکاران ديگر قوی نيستيم. ولی من تمام تلاش خودم را کردم.
روبينا مقيم يار دونده دوی 100 متر در نخستين رقابتش در مرحله انتخابی دوی 100، نتوانست از گروه خودش صعود کند.
مسعود عزیزی دونده مرد افغان در دوی 100 متر مردان در همان دور اول کارش را پایان داد و در رده 79 ام جای گرفت.
بشرمل سلطانی بوکسور سبک وزن افغان در دور 32 ام از بازیها با شکست نتوانست کارش را ادامه دهد.
بشیر احمد رحمتی نماینده افغانستان در مسابقات کشتی در وزن 55 کیلوگرم در همان ابتدای کار با شکست از دور بازیها کنار رفت.
محبوبه احدگر، تنها زن ورزشکار افغان که به المپیک 2008 بیجینگ راه یافته، به طور ناگهانی ناپدید شد. ترسها و نگرانیهای کادر المپیک افغانستان از این موضوع کاملاً بجا و جدی است چراکه فعالیت های توسعه طلبانه و موفقیت های محبوبه در عرصه ورزشی در این کشور که هنوز طالبان برای رسیدن مجدد به قدرت مبارزه می کند، نه تنها ارزشمند تلقی نشده بلکه با سرزنشها و تهدیدهای مختلف از جمله تهدید به مرگ از جانب افراطیون مواجه شده است. برای نهضت المپیک که بدنبال تشویق و تقویت حضور گسترده جهانی در مسابقات است، محبوبه دونده 19 ساله افغان یک گنج با ارزش محسوب می شد.
او زنی از افغانستان است که به دین اسلام و فعالیتهای ورزشی اش افتخار می کند و قصد داشت با حجاب کامل در بیجینگ حضور یابد. با توجه به سابقه اش احتمال می رفت، او بتواند با تنها یک دقیقه اختلاف از مدال آوران دو 1500 متر المپیک به خط پایان برسد.
همچنین محبوبه، امسال از سوی طرح همبستگی المپیک که با هدف کمک به ورزشکاران کشورهای توسعه نیافته تشکیل گردیده، موفق به دریافت بورس تحصیلی شد. به همین منظور او به یک مرکز عالی رتبه در کوالالامپور و سپس به یک دوره آموزشی در فورمیو در ایتالیا فرستاده شد که در همین بین عصر روز پنجشنبه گذشته خبر ناپدید شدن او منتشر شد.
محبوبه در آخرین مصاحبه اش با مسئولان طرح همبستگی المپیک، گفته است: ما به عنوان زن مسلمان، یک سری محدودیت هایی برخاسته از سنت داریم که به ما اجازه نمی دهد حضور فعالانه ای در عرصه ورزش داشته باشیم.
در بخشی از اظهارات وی که در تایمز آنلاین کار شده، چنین آمده است: من علاوه بر فعالیتهای ورزشی، با توجه به پیشینه خانوادگی و فرهنگی، به عنوان یک زن تنها برای رسیدگی به امور خانه اهمیت دارم و فرصت دیگری برای ابراز خود ندارم. من می خواهم این تصور کلی را تغییر دهم و گمان می کنم جامعه نیز آمادگی این اصلاحات را دارد. من به نوعی الگوی زنان کشورم هستم و به اینکه توانسته ام به المپیک راه پیدا کنم افتخار می کنم.
محبوبه زمانیکه در کابل تمرین می کند از ترس تهدیدات و آزارهای مردم مجبور است، از ساعت 8:30 شب به بعد برای تمرین دو از خانه خارج شود چون در آن ساعت همه مجذوب نمایشهای تلویزیونی پراحساس و کم ارزشند و مزاحم او نمی شوند.
پدر محبوبه یک نجار است و خانواده او در یک محله فقیر نشین کابل زندگی می کند. "موها جان" مادر او پیش از این گفته بود:" ما نگران وضعیت امنیتی محبوبه در افغانستان هستیم و از مردمی که دیدی منفی نسبت به خانواده ما دارند می ترسیم. اما همه اینها مانع حمایت از دخترمان نمی شود."
درحالیکه شجاعت و عزم محبوبه در عرصه ورزش ستودنی است اما او به هیچ وجه حاضر نمی شود، حجاب خود را کنار بگذارد و پیش از این گفته بود اگر زمانی مجبور به این کار شود ورزش را کنار خواهد گذاشت. هیچ زن ورزشکار المپیکی مانند او تا این حد سریع توجه رسانه های غربی را به خود جلب نکرده و میزبان خبرنگاران خارجی نبوده است. هرچند بعد از آن، محبوبه می بایست پاسخگوی اتهامات نادرست همسایه ها و پلیس شهر کابل می بود.
چهار سال پیش و در زمان المپیک آتن، روبینا موقیم یار و فریبا رزیهی که نخستین زنان افغان راه یافته به المپیک بودند، نیز در معرض اتهاماتی از این دست قرار داشتند.
در المپیک سیدنی هم که همچنان طالبان در صدر قدرت افغانستان بود، این کشور مورد تحریم بین المللی قرار داشته و هیچ ورزشکار افغانی در المپیک حضور نداشت. با این حال امیدواریم شاهد حضور این زن افغانی ورزشکار در المپیک بیجینگ باشیم. گفته می شود که روبینا مقیم یار که به خاطر فرار محبوبه احدیار هفته پیش به این پست انتخاب شد، از آمادگی های خوب فنی برخوردار نبوده است، هر چند تجربه شرکت در المپیک 2004 آتن را با خود دارد.

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ::

کد قالب داود سر خوش

سلام دوستان امروز کدقالب داود سرخوش را هم درست کردم

با کد قالب ولی امید است بپسندید  البته برای سیستم بلاگفا

afghan ghaleb تقدیم میکند

ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ::

کد قالب نیکپا قهرمان تکواندو کشور

 

سلام دوستان گرامی امروز کد قالب روح الله نیکپا قهرمان تکواندو کشور را آماده کردم امید است

که خوشتان بیاید البته برای سیستم بلاگفا است متشکرم

 

 لطفآ نظر یادتان نرود

 

ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ یکشنبه دهم شهریور 1387 ::

تبریکیه

روح الله نیکپا قهرمان تكواندوي كشور امروز پنجشنبه هنگام ورود از جانب معاون ریاست جمهوری و کمیسیون موظف و مردم قهرمان پرور استقبال گردید

روح الله نیکپا، تکواندوکار زیر ۵۸ کیلوگرم افغانستان با پیروزی در مسابقه رده بندی به مدال برنز دست یافت.
این ورزشکار ۲۱ ساله در مسابقه رده بندی وزن خود خوان آنتونیو راموس، قهرمان اسپانیایی رقابت های جهانی، را با نتیجه ۴-۱ شکست داد تا به مقام سوم المپیک برسد.

آقای نیکپا پس از پیروزی مقابل حریفی از آلمان در دور اول، مقابل گیرمو پرز، حریفی از مکزیک قرار گرفت و شکست خورد.

اما با رسیدن پرز به دیدار نهایی، روح الله نیکپا نیز فرصت یافت تا رقابت را ادامه دهد و با کسب دو پیروزی دیگر به اولین مدال تاریخ افغانستان در المپیک دست یافت.

گیرمو پرز که در دور دوم روح الله نیکپا را شکست داد، در نهایت به مقام قهرمانی این وزن و مدال طلای المپیک پکن رسید.

تکواندو یکی از ورزشهای محبوب در افغانستان محسوب می شود که در آنجا بیش از ۷۰۰ باشگاه و ۲۵ هزار ورزشکار در این رشته فعالیت می کنند.

بهترین مقام افغانستان در المپیک، کسب یک رتبه پنجم در جریان مسابقات کشتی در المپیک ۱۹۶۴ بوده است.

تیم افغانستان تنها با چهار ورزشکار در بازی های المپیک پکن شرکت کرده است.

از میان همسایگان افغانستان (به جز چین که صدرنشین است) تاکنون ایران تنها یک مدال برنز در کشتی آزاد، و تاجیکستان یک مدال برنز در جودو کسب کرده اند.

منبع : www.afgexpert.com        

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ جمعه هشتم شهریور 1387 ::

کد آهنگ با لینک دانلود

کد آهنگ داوود جان سرخوش

کد آهنگ سفر

خوب در اینجا لینک دانلود آهنگهای داود سرخوش فقط با یک کلیک دانلود کنید

لینک دانلود آهنگ سفر از داود سرخوش

این هم به اسم منودریا

سفورا

سفید و سیاه

نیگار

پری جو

 زامانه

یا مولا علی

جره جو

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ::

اطلاعیه

اطلاعیه

 

سلام دوستان عزیزم امروز ۱۵ تا از آهنگهای داود جان سرخوش را به کد تبدیل کردم

اگر میخواهید حتمن در قسمت نظر در خواست بدهید اگر کدام آهنگهای دیگر افغانی

میخواهید بمن بگوید و یا اگر آهنگی مورد علاقه خودرا آپلود دارید کار من آسانتر میشود

شما فقط آدرسش را به من بدهید من به کد تبدیل کنم این کد ها به وبلاگ یا سایت شما

بکار میرود



خوب دوستان عزيز به درخواستي يكي از دوستان آهنگ هاي داود جان سر خوش كه به كد تبديلش كردم همينهاي است كه در ادامه ميبينيد

 


 اولی   كد  آهنگ  وطنم باز سازي  شد

 
 
دومی         كد   آهنگ  سفورا
 

سومی       و كد آهنگ  سر زمين  من

 

۴         خوب دوستان  عزيز هر كه  كد  آهنگ در خواستي دارد  در  قسمت نظرات   سفارش بدن  اگر براي من  مقدور بود  در اولين فرصت  پيدا  كرده و به كد تبديلش ميكنم  در ضمن     كد هاي آهنگ  هم  فقط در همين    صفحه   منتشر   ميشود  اگر در خواستي زياد شد  انشا الله در ادامه مطلب  هم  منتشر خواهد  شد

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ::

نوروز در افغانستان

 

نوروز در افغانستان

 

 

نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن

مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برکزار می‌شود.

در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ ودیوار و پشت

 بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود گویی بلخ سبدی

از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی

که در آن لاله می‌‌سوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت

می‌‌روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به

یک معنی به کار می‌رود. در اولین روز عید نوروز علم امام علی

با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته می‌شود.

 با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما" آغاز می‌شود و

تا چهل شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این چهل شبانه

 روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این

 علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری

از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند.

مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته

شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند

شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است.

از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان

 به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار

 پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از

قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ

جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود.

 نوروز در ترکیه عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز

 را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می‌‌گرفتند. در

 این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه)

 نامیده می‌‌شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می‌‌نمود

 که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده

مخصوص تهیه می‌‌شده است که شفابخش بسیاری

 از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی

 می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار

طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی

 روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی

 عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام

علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان

 با فاطمه دانسته اند.

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ::

زمستان در افغانستان

AFG

150 نفر در افغانستان قربانی برف و سرما

برفباری و سرمای شدید در سراسر کشور بیش از یکصد و پنجاه قربانی گرفت.

 

براساس این گزارش بر اثر سرما همچنین 117 نفر زخمی شدند و ممکن است شمار تلفات برف و سرما در افغانستان بیشتر از این تعداد باشد. گقته می شود حدود 26 هزار مواشی نیز تلف شدند. بر اثر بارش برف بیشتر راه ها بسته است و این موضوع مشکلی بزرگ در برابرعملیات کمک رسانی به افراد آسیب دیده ایجاد کرده است.


چند زبان در دنیا وجود دارد؟

امروزه ۵۰۰۰تا۱۰۰۰ زبان مختلف در دنيا وجود دارد.

يك ميلياردو۱۲۳ميليوننفر از مردم دنيابه زبان چيني حرف ميزنند و۴۷۰ميليوننفر ديگر نيز

 انگليسي زبان هستند.بعضي از زبان ها كاربران بسيار كمي دارند و رو به انقراض اند.حدود

۲۰۰ نفر از ساكنان لتوني به زباني صحبت ميكنند كه نام آن {ليو} است زبان آفريقاي به نام

 {بيكيا}نيز وجود داردكه فقديك نفر با آن زبان آشنا است. در افغانستان  زبان هاي و گويش

هاي متنوعي وجود داردكه بر خي از آنها رو به نابودي است


خوب دراینجا آهنگ پگ براری فرهاد دریا را Downloadکنید

اگر مورد پسند شما واقع شد اینکار ادامه پیدا خواهد کرد

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ جمعه دوازدهم بهمن 1386 ::

افغانستان قلب آسیا



  ای ملت قهرمان نامت همیشه جاویدان-- شهره شدي بر جهان افغانستان افغانستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متن سرود ملی افغانستان

دا وطن افغانستان دی دا عزت د هر افغان دی
کور د سولی کور د توری هر بچی یی قهرمان دی
دا وطن د تولو کور دی د بلوچو د ازبکو
د پشتون او هزاره وو د ترکمنو د تاجکو
ورسره عرب، گوجر دی پامیریان، نورستانیان
براهوی دی، قزلباش دی هم ایماق، هم پشه ییان
دا هیواد به تل زلیژی لکه لمر پرشنه آسمان
په سینه کی د آسیا به لکه زره وی جاویدان
نوم د حق مودی رهبر وایو الله اکبر وایو الله اکبر

 ترجمه فارسی

این کشور افغانستان است این عزت هر افغان است
میهن صلح، جایگاه شمشیر هر فرزندش قهرمان است
این کشور میهن همه است از بلوچ، از ازبکها
از پشتون، هزاره‌ها از ترکمن و تاجیکها
هم عرب و گوجرها پامیری، نورستانیها
براهویی است و قزلباش هم ایماق و پشه‌ئیان
این کشور همیشه تابان خواهد بود مثل آفتاب در آسمان کبود
در سینهٔ آسیا مثل قلب جاویدان
نام حق است ما را رهبر می‌گوییم الله اکبر، می‌گوییم الله اکبر

تاریخچه

اولین سرود ملى افغانستان درزمان سلطنت شاه امان الله، در دههٔ بيست به سبک موسیقی غربی، به زبان پشتو سروده شد. در زمان سلطنت حبيب الله كلكاني (پسر سقاو) درسال ١٩٢٩ سرود ملى وجود نداشت، اما بعداً در زمان سلطنت محمد نادر خان در سالهاى ١٩٣٣ سرودملى به زبان پشتو و به سبک نظامى خوانده می شد، و در زمان سلطنت محمد ظاهرشاه بين سالهاى ١٩٣٣ تا ١٩٧٣ سرود ملى بدون الفاظ توسط موسیقی نواخته می شد.

سرود ملی افغانستان در دورهٔ مجاهدین:

قلعهْ اسلام قلب اّسیا جاودان، اّزاد، خاک اّریا
زادگاهْ قــهرمانان بزرگ سنگر زندهْ مردان خـدا

الله اکبر_الله اکبر

تیغ ایمانش به میدان جهاد بنـد استبداد را از هم گسست
ملت اّزادهْ افغــانسـتـان در جهاد زنجیر محکومان شکست

الله اکبر_الله اکبر

سر خط قراّن نظام ما بود پرچم ایمان به بام ما بود
هم صدا و هم نوا با هم روان وحدت ملی مرام ما بود

الله اکبر_الله اکبر

شادزی، اّزادی زی، اّباد زی ای وطن در نور قــــانون خدا
مشعـــــل اّزادگی در بـــر فراز مـــــردم سرگشته راشو رهنما

الله اکبر_الله اکبر


اين وطن مال همه اي افغانها است

 این نقشه نشان دهنده زبان در افغانستان است

فارسی و دری  ۵۰ ٪

     50% Persian (Dari

 

پشتو  ۳۵  ٪

     35% Pashto

ازبکي  ۸ ٪

     8% Uzbek

 

ترکمني ۳ ٪

     3% Turkmen

بلوچي ۲ ٪


سایرین -نورستانی و پشه ای  ۲ ٪

     2% Balochi


2% other (Nuristani, Pashai, Brahui, etc.)

 

 

خوب اين نقشه هم نشان دهنده ولايت در افغانستان است. كه در ادامه  خواهيد ديد

براي  كسب اطلاعات بيشتر  از ولايات افغانستان  برروي  نام انگليسي هر ولايت كليك كنيد اطلاعات مربوط

به همان ولايت بالا مياد


سلام دوستان من منتظر شنيدن نظرات پيشنهادات و انتقادات شما هستم


خوب اين نقشه نشاندهنده ولايت در افغانستان است

بدخشان -۱

Badakhshan

بادغيس -۲

Badghis

باغلان -۳

Baghlan

بلخ -۴

Balkh

باميان -۵

Bamyan

دايكندي -۶

Daykundi

فرا -۷

Farah

فرياب -۸

Faryab

غزني -۹

Ghazni

غور -۱۰

Ghor -۱۰

هيلمند -۱۱

Helmand-۱۱

هرات -۱۲

Herat -۱۲

جوزجان -۱۳

Jowzjan -۱۳

كابل - ۱۴

Kabul -۱۴

قندهار -۱۵

Kandahar -۱۵

كاپيسا -۱۶

Kapisa -۱۶

خوست ۱۷

Khost۱۷

كونر -۱۸

Konar -۱۸

كوندوز -۱۹

Kunduz -۱۹

لغمان -۲۰

Laghman -۲۰

لوگر -۲۱

Lowgar -۲۱

ننگرهار -۲۲

Nangarhar-۲۲

نيمروز -۲۳

Nimruz -۲۳

نورستان - ۲۴

Nurestan -۲۴

ارزگان -۲۵

Oruzgan -۲۵

پكتيا -۲۶

Paktia -۲۶

پكتيكا -۲۷

Paktika -۲۷

پنجشير -۲۸

Panjshir -۲۸

پروان -۲۹

Parvan -۲۹

سمنگان -۳۰

Samangan-۳۰

سري پل -۳۱

Sare Pol -۳۱

تخار -۳۲

Takhar -۳۲

وردك -۳۳

Wardak -۳۳

زابل -۳۴

Zabol۳۴

 :: نوشته شده توسط عبدالله قربانی در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ::

مطالب قبلي

ما هم با شما هم دردیم مردم غزه
کتاب همراه موبایل
آموزش ICT به کارمندان مخابرات افغانستان در ایران
افغانی تلی کام شکبه جدید مخابراتی
هیات بلند پایه افغانستان در تهران
نامه ای یک کودک
تبلیغات
غذاهای مشهور افغانی
تاریخچه نام افغانستان
تاریخ سیاسی افغانستان
مشاهیر افغانستان
معادن افغانستان
بامیان شهر تاریخی افغانستان
مهاجر افغانی از دیدگاه یک جورنالیست
جغرافیای طبیعی افغانستان
افغانستان بذرهای امید
افغانستان در المپیک پکن
کد قالب داود سر خوش
کد قالب نیکپا قهرمان تکواندو کشور
تبریکیه

منو مديريت

      

  پیغام مدیر :

کلکین اتاقم را باز میکنم چون نسیم فرهنگهای مختلف بوزد.
اما اجازه نمیدهم توفان هیچ فرهنگی خانه ام را از جا برکند


I OPEN MY ROOM'S WINDOW BECAUSE

THE BREEZE OF DIFFIRENT COLTURES

BELOW' BUT I DON'T LET STORM OF

ANY COLTURE DISTROY MY HOUSE


جستجو



آرشيو
<-ArchiveTitle->

 

لوگوی دوستان

لوگو وبلاگ




جای لوگو دوستان




آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :

 

All Rights Reserved 2006 © http://unama.blogfa.com .:. Template translated by GhalebKadeh